| |
| دوشنبه 30 مهر ماه سال 1386 |
| شباهت ها و تفاوت های طراحی لباس با معماری |
در فیلم مستند اسکیچ های فرنک گیری ساخته سال 2005 صحنه ای بسیار جالبی وجود دارد. در این صحنه، گیری قیچی به دست در حال کار روی ماکت یک پروژه است و هرازگاهی کاغذی را می برد و بر ماکت می افزاید، تا به فرم ایدال خود برسد. این صحنه برای یک لحظه بیننده را گمراه کرده که مبادا، گیری در حال طراحی لباس است تا معماری. این صحنه فیلم کیلید جواب به این سوال است که چرا فرم ساختمان های گیری بیشتر شبیه به فرم لباس است تا فرمی از ساختمانی که ما در ذهن خود داریم. شاید گیری از جمله معمارانی باشد که هم در روش طراحی و هم در خروجی کارهایش بیشترین اشتراک را با طراحان لباس دارد. ولی آیا گیری یک استثنا است یا این که نقاط اشتراک بیشتری میان معماری و طراحی لباس وجود دارد. این سوالی است که این نمایشگاه با قرار دادن معماری و فشن در کنار هم سعی در پاسخ گویی به آن را دارد. و اما شباهت ها و چه تفاوت هایی میان طراحی لباس و ساختمان چیست؟
لباس و ساختمان هر دو وسیله ای برای پوشش بدن هستند. هر دو نقشی اجتماعی دارند. و در نهایت در مدل ها و روش ساخت نقاط مشترک زیادی دارند.
شاید برای اولین بار فقط به یک دلیل انسان لباس به تن کرد و آن هم برای حفظ بدن از عوامل بیرونی مانند گرما سرماو... بود و اتفاقا به همین دلایل انسانها برای اولین بار برای خود سرپناهی ساختند تا بتوانند خود را در مقابل طبیعت خشن حفظ کنند. از این رو شاید مهمترین کاربرد لباس و ساختمان حفاظت انسان در برابر این عوامل طبیعی باشد.
لباس همواره وسیله ای برای نشان دادن جایگاه اجتماعی و حتی طرز تفکر افراد بوده است و نقش نشانه و سنبل را داشته است. در معماری نیز این سبک های مختلف معماری به عنوان نشانه وسنبل برای نشان دادن جایگاه اجتماعی ساختمان و یا صاحب ساختمان به کار می روند. معمولا عادت داریم که از روی لباس افراد درباره شخصیت او پیش داوری کنیم و یا با دیدن یک خانه سعی در به تصویر کشیدن شخصیت صاحب آن خانه را داریم. حتی اگر در بیشتر این پیش داوری ها راه به خطا ببریم باز از لباس و خانه افراد برای تشخیص شخصیت آنها استفاده می کنیم. در خیلی از موارد نیز یک فرم خواص از لباس و یا یک سبک خواص از معماری تبدیل به نشانه ای رسمی برای یک گروه و طبقه مشخص اجتماعی می شود. از اینگونه نمونه ها در تمام جوامع دیده می شود. مثال بسیار واضح و قابل لمس آن در جامعه امروز ما لباس متفاوت روحانیت از دیگر مردم و معماری متفاوت اماکن مذهبی از دیگر اماکن است.
مورد دیگر اشتراک در روش ساخت است. فرم و سبک های ساخت نیز میان فشن و معماری نقاط مشترک زیادی وجود دارد. همان گونه که در ابتدا به آن اشاره شد گیری فرد است که سبک معماری آن با سبک طراحی لباس نقاط اشتراک زیادی دارد. از این گونه اشتراکات زیاد می توان یافت. در بالای این نوشتار عکسی از نمای داخلی ترمینال بندر یوکوهاما کار FOA هست که فکر نکنم کسی باشد که آن را ببیند و به یاد چینهای دامن های پر چین نیفتد. هرکسی می تواند با کمی دقت از بسیاری از این گونه اشتراکات را کشف کند. که البته نمایشگاه Skin + Bones سعی کرده تا بهترین نمونه های آن را به نمایش بگذارد. ناگفته نماند که ایده ایجاد این نمایشگاه نیز از تشابه بسیار زیاد یک سبک طراحی لباس با سبک دیکانستراکشون معماری می آید.
و اما بین معماری و فشن چه تفاوت هایی و جود دارد. خوب اولین تفاوتی که به نظر هرکسی می رسد اختلاف در اسکیل است. جای شکی نیست که تفاوت مقیاس ساخت این دو باعث می شود خیلی از کارهایی که در طراحی لباس می توان کرد در معماری نتوان انجام داد و البته برعکس آن نیز صادق است.
تفاوت دیگر در قابلیت لمس کردن است. لباس را می توان لمس کرد ولی اکثریت افراد علاقه ای به لمس کردن ساختمان از خود نشان نمی دهند. از طرفی دیگر فرم لباس با انسان است که جلوه پیدا می کند و با نمایش لباسی که بر تن انسان نیست نمی توان به راحتی پی به فرم و حالت لباس برد. ولی هرچند معماری هم با وجود انسان است که معنا می یابد ولی فرم و شکل در معماری وابسته به وجود انسان در درون آن نیست.
ولی تفاوت عمده میان لباس و معماری در متغیر بودن فرم لباس است. یعنی وقتی که شما یک لباس را پوشیدید با وقتی که تنتان نیست فرم آن فرق می کند. حتی فرم لباس بر تن افراد مختلف نیز تغییر می یابد. در این نمایشگاه لباسی زنانه وجود دارد که وقتی روی زمین پهن می شود دایره است که در آن 3 تا سوراخ وجود دارد. ولی وقتی این لباس را در بدن مدل می بینید هرگز نمی توانید حدس زد که این لباس دارای فرمی دایره ای شکل است. این قدرتی است که فشن دارد ولی معماری از آن بر خوردار نیست. در معماری معمولا فرم ساختمان تغییر نمی کند . |
|
| |
| دوشنبه 30 مهر ماه سال 1386 |
| استانداردهای ایستگاههای کار با رایانه |
هر ایستگاه رایانه ای دست کم تشکیل شده است از یک دستگاه رایانه که عموما دارای صفحه کلید – صفحه نمایش و موس بوده و برروی میزی قرار میگیرد که کاربر پشت آن و برروی صندلی نشسته و به کار با رایانه می پردازد .
در این مقاله هر ایستگاه رایانه به 5 بخش مجزا تفکیک و سعی شده برجسته ترین خصوصیات استاندارد هر بخش بصورت خلاصه بیان شود :
5 بخش اصلی یک ایستگاه رایانه:
1- صندلی 2- میز 3- صفحه کلید و موس 4- صفحه نمایشگر 5- شرایط عمومی محیط کار
1- صندلی :
خصوصیات صندلی کاربر یک ایستگاه رایانه أی عبارت است از :
قابلیت تنظیم ارتفاع و پشتی
پشتی و نشیمنگاه شیب دار ( آبشاری) با عرض مناسب
پایه 5 شاخه أی چرخان
عرض مناسب و نرم بودن دسته های صندلی برای حمایت کافی از آرنجها
زاویه پشتی 100 تا 110 درجه
کاربر بایستی هنگام نشستن نکات زیر را رعایت کند :
برای جلوگیری از آویزان ماندن پاها به هردلیل از جمله غیر قابل تنظیم بودن ارتفاع صندلی بایستی اززیر پایی مناسب با زاویه 30 درجه استفاده کرد .
قبل از شروع بکار بایستی ارتفاع صندلی را بگونه أی تنظیم کند که با هنگام نشستن ، زانوها بایستی اندکی بالاتر از لبه نشیمنگاه صندلی قرار گیرند در غیر اینصورت صندلی نیاز به تنظیم دارد.
درحین کار حتما به پشتی صندلی تکیه کرده و از خم شدن روی میز کار به هر دلیل اجتناب نماید .
2- میز:
خصوصیات یک میز مناسب کار با رایانه عبارت است از :
قابلیت تنظیم ارتفاع
داشتن سطحی مجزا و پایین تر از سطح میز برای قراردادن صفحه کلید و موس
وجود فضای کافی در زیر میز برای قرار دادن زانوها
سطح میز کار نبایستی صاف و صیقلی ( شیشه أی ) یا دارای رنگ بسیار روشن و براق باشد . این حالت باعث افزایش بازتاب نور و خیرگی و خستگی چشم میشود.
عرض کافی به منظور تامین فاصله 45 تا 60 سانتی متر بین چشم کاربر و صفحه نمایش
3- صفحه کلید و موس:
صفحه کلید و موس بایستی دارای این خصوصیات باشند :
به بدن کار بر نزدیک باشند .
هر دو در یک سطح و در ارتفاع هم سطح مچ دستها باشند بگونه أی که هنگام کار با آنها مچ دست به هیچ سمتی خم نشود.
درست مقابل کار بر باشند .
از سینی زیر صفحه کلید یا تکیه گاه مچ wrest rest نرم و مناسب برخوردار باشند .
زیر دستی موس بایستی به قدر کافی وسیع و نرم باشد که در هنگام کار با آن مچ دست را حمایت نماید.
شکل موس بایستی بگونه أی باشد که براحتی در بین انگشتان جا گیرد و هنگام کار با آن انگشتان دست خسته نشود.
نکته:
استفاده از صفحه کلیدهای ALTERNATIVE موجب میشود که هنگام کار با کلیدها مچ کاربر خم نشده و در وضعیت طبیعی ( مستقیم ) قرار گیرد.
کاربر بایستی هنگام کار با صفحه کلید و موس این نکات را رعایت کند:
به کلیدها محکم ضربه نزند بلکه به آرامی آنها را لمس نماید.
هنگام کار با صفحه کلید نباید مچ دست به اطراف یا بالا و پایین خم شود .
برای زدن کلیدهای ترکیبی از هر دو دست استفاده کند .
هنگام کار بازوها کاملا به دو طرف بدن چسپیده وزاویه آرنج 90 درجه باشد .
حین کار ساعدها باید کاملا به موازات هم و به موازات کف اتاق باشند ( این حالت دسترسی اپراتور را به تمام کلیدها آسان و سریع میکند )
در صورتی که صفحه کلید برای اپراتور بالاتر از حد دسترسی است لازم است انتهای عقبی آن حدود 30 درجه بالاتر قرارگیرد .
4- صفحه نمایشگر:
طرز قرار گرفتن صفحه نمایش شاخص مهمی است برای سنجش میزان خستگی بینایی و عضلانی در کاربر . بنابراین صفحه نمایش باید :
دقیقا روبروی کاربر قرار گیرد نه مایل به چپ و راست .
صفحه نمایشگر باید 5/17 درجه پایین تر از سطح چشم کاربر باشد تا دید افقی و مستقیم تامین گردد .
فاصله صفحه نمایشگر از کاربر بایستی 45 تا 60 سانتی متر باشد.
برای کاهش میزان نور با زتابیده از صفحه نمایش از فیلتر مناسب استفاده گردد .
محل قرار گرفتن گیره کاغذ ( جهت تایپیست ها) بایستی به موازات صفحه نمایشگر و در همان ارتفاع بوده و با صفحه نمایشگر فاصله أی نداشته باشد .
5- شرایط عمومی محیط کار :
به منظور کاهش بازتاب نور و خیرگی و خستگی چشم :
صفحه نمایشگر نباید پشت به پنجره یا روبه پنجره باشد در اینصورت حتما بایستی پرده های ضخیم ( به منظور جلوگیری از خیرگی ناشی از نور روز ) به پنجره آویخت .
رنگ دیوارها و کف اتاق و میز نبایستی براق و بازتاب دهنده نور باشد .
از لامپ آویخته بدون پوشش نباید استفاده کرد.
روشنایی باید بصورت غیر مستقیم تامین شود . یا از لامپ فلوئورسنت سفید و زرد تؤام
برای جلوگیری از خستگی چشم و عضلات :
هر 15 دقیقه یکبار به مدت 1 تا 2 دقیقه به نقطه دوری ( به فاصله حداقل 6 متری ) نگاه کنید . یا چشم های خود را چند بار تند به هم بزنید.
بین کار برای جلوگیری از خستگی و کوفتگی اندامها استراحتهای کوتاه کم تر از 2 دقیقه داشته باشیددر این حالت چند حرکت نرمش مختصر وراه رفتن انجام دهید .
هر دو ساعت یکبار برخی عضلات خود را ( از جمله مچ دست – گردن و پشت ) را ورزش دهید .
منبع : www.osha/computerworkstation.com
|
|
| |
| یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386 |
| دانشکده هنر و معماری ایران |



 پروژه پایان نامه مقطع فوق لیسانس - هانیه آهنگر. |
|
| |
| یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386 |
| موزه ملی سرخپوستان آمریکا |
| موزه ملی سرخپوستان آمریکا در سال ۱۹۰۳ توسط George Gustav Heye پایه ریزی شد .او کسی بود که به اکثر نقاط آمریکای شمالی و جنوبی سفر کرد و به جمع آوری اشیا بومی سرخپوستان می پرداخت و بالاخره توانست موزه را در سال ۱۹۲۲ در شهر نیویورک افتتاح نماید و تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۷ هدایت آن را بر عهده داشت.
ساختمان جدید موزه پس از ۱۵سال کار در سال ۲۰۰۴ به روی مردم در شهر واشنگتن در ۵ طبقه و مساحتی بالغ بر ۲۵۰۰۰۰ فوت مربع بازگشایی شد. معمار و طراح پروژه Douglas Cardinal می باشد و معمار دیگری به نام Gohnpaul Jones در این کار وی را یاری رساند که دارای فضاهای داخلی زیبایی می باشد و مجموعه ای است شامل بیش از ۸۰۰۰۰۰ شئ و ۱۲۵۰۰۰ عکس.این موزه جایی است که بازدیدکنندگان با فرهنگ و هنر ناب سرخپوستان که زمانی مورد بی مهری سفیدپوستان قرارگرفته اند آشنا می شوند.
viewed from the northeast

.
Interior view looking down toward the entrance

.
National Museum of the American Indian seen from the North

.
Museum viewed from United States Capitol dome

.
viewed from the north

.
viewed from the south
مجید بدر |
|
| |
| یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386 |
| چند کتاب مفید |
چند کتاب مفید :

۱- نگاهی به ایران (معماری روستایی و مناظر آن ) دو جلد مهندس هوشنگ سیحون-انتشارات یساولی
۲-جلوه هایی از معماری کویری (مناظر روستایی ایران )- مهندس هوشنگ سیحون -انتشارات یساولی

۳- طرح هایی از معماری ایران - علی اکبرصارمی - انتشارات یساولی |
|
| |
| یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386 |
| ماجرای معماری سنتی ایران در خاطرات استاد حسین لرزاده |
ماجرای معماری سنتی ایران در خاطرات استاد حسین لرزاده
به کوشش حسین مفید و مهناز رئیس زاده انتشارات مولی

چاپ اول: 1385
تعداد صفحات : 240 صفحه
قیمت: 35000 ریال
کتاب حاضر خلاصه ای از کتاب 2 جلدی "احیای هنرهای از دست رفته" حسین لرزاده است که توسط مولفین با نثر و مطالب جدیدتری پیرایش شده است
فهرست مطالب:
?مقدمه
×فصل 1. از تولد تا شروع کارهای ساختمانی
×فصل 2.کاخ مرمر
×فصل 3. عمارت های سعدآباد
×فصل 4. ساختمان های بیوتات سلطنتی
×فصل 5. از صفی آباد تا رامسر
×فصل 6. بارگاه ابا عبدالله الحسین و ...
×فصل 7. رویدادهای اجتماعی و زندگی خانوادگی
×فصل 8. فعالیت های خانه سازی
×گزیده اشعار
×تصویر ها، نشان ها ، دستنوشته ها و مسوده ها |
|
| |
| یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386 |
| نور طبیعی در معماری و معماری داخلی |
ازدید همگان نور"جزء اساسی و ضروری در ساختمان است . که کار آن روشن کردن فضا به منظور قابل رویت ساختن آن است .در هنر ساختمان سازیی یا به عبارتی معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصرو مفاهیم دیگر از قبیل ساختار" نظم فضایی "مصالح" رنگ و .... مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفاکند . ولی واقعیت این است که در بسیاری از موارد در ساختمان سازیو معماری های داخلی به نور بیشتر از یک عامل روشن کننده که باعث کاهش مصرف نور مصنوعی و در نتیجه کاهش مصرف برق !
می شود " نمی نگرند و فقط به مواردی از قبیل این که نور جنوبی و شمالی بر نور شرقی و غربی ارجحیت دارد و در مواقع ناچاری نور شرقی از نور غربی بهتر است "توجه می شود و معماران به صورت کلیشه ای و از روی عادت آن را رعایت می کنند و اگر در ساختمان سازی نیازی به نور پردازی و ایجاد مفاهیم و تاکید هایی توسط نور باشد منحصرا به استفاده از نور مصنوعی می پردازند و با انواع درجات و رنگ های نور مفهوم و طرح خود را اجا می کنند .
در صورتی که با نگاهی به تاریخ معماری گذشته ( تقریبا هر نوع معماری تاریخی ) نور به عنوان یک عنصر مجزا به کار گرفته شده و به نتایج بسیار زیباییهم رسیده اند .
یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی " توالی و دگرگونی آن در در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود . در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپر سیونیست ها دیده می شود . هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند . از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیای مختلف در یکدیگر و تاثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خالص و ناب م |