مطالب معماری
مطالب و عکسهای معماری----------استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

تبلیغات شما در این مکان


تبلیغات شما در این مکان

به روز شده در تاریخ 22/۰۵/۱۳۸۷


آمار وبلاگ


تعداد بازدید دیروز » 2594 نفر

تعداد موضوعات » 20 موضوع

تعداد مطالب » 223 نوشته

تعداد نظرها » 1298 نظر

تعداد لینکهای روزانه » 7 لینک

تعداد لینک دوستان معمار » 60 وبلاگ

تعداد پیوند ها » 11 پیوند

تعداد اعضا در خبرنامه » 265 نفر

تعداد شرکت در نظرسنجی » 590 نفر

تعداد اخبار تصویری » 8 خبر

آرشیو مطالب معماری
آرشیو
موضوع بندی

مطالب معماری در یک نگاه


عناوین آخرین یادداشت ها

رتبه وبلاگ در گوگل



تصاویر ایران و جهان



عضویت در خبر نامه

عضویت در خبر نامه مطالب معماری





Powered by WebGozar


لینکهای مربوطه


سایتهای معماران1

Allies & Morrison
Arata Isozaki -
آراتا ایسوزاکی
Asymptote
Ben Van Berkel -
بن ون برکل
Bolles+Wilson
Christian de Portzamparc
David Chipperfield
Daniel Libeskind -
دانیل لیبسکیند
Eric Owen Moss
Eva Jiricna
Feilden Clegg Bradley
Fuksas -
فوکساس
Future System
Henning Larsen
Ian Ritchie
Jean Nouvel -
ژان نوول
Lab Architecture
Mario Botta -
ماریو بوتا
MBA -
ام بی ای
Michael Sorkin -
مایکل سورکین
Morphosis -
تام می ین - مورفوسیس
Moshe Safdie -
موشه سفدی
MVRDV -
ام وی آر دی وی
Norman Foster -
نورمن فاستر
Peter Eisenman -
پیتر آیزنمن
Rem Koolhaas -
رم کولهاس
Renzo Piano -
رنزو پیانو
Richard Meier -
ریچارد میر
Richard Rogers -
ریچارد راجرز
Rick Mather -
ریک متر
Robert Venturi -
رابرت ونچوری
Ron Arad -
ران آراد
Santiago Calatrava -
سانتیاگو کالاتراوا
Shigeru Ban -
شیگرو بان
Steven Holl -
استیون هال
Tadao Ando -
تادائو آندو
Ten Arquitectos
Terry Farrell -
تری فارل
Toyo Ito -
تویو ایتو
TR Hamzah & Yeang
Ushida Findlay -
یوشیدا فیندلی
Zaha Hadid -
زاها حدید

سایت معماران2
فرشید موسوی
هادی تهرانی
مهرداد یزدانی
فریبرز صحبا
محسن دانشگر
حسین امانت
هما فرجادی
نادر تهرانی
گیسو و مژگان حریری
آرش مظفری


سایت­های معماری1

آرونا
باروید
معماران
آرک­نویز
چاردیواری
خشت و خورشید
معماری منظر ایران
انجمن مهرازی ایران
لینک­باکس تخصصی معماری

سایت­های معماری2

Arcspace
Archnews
Architect&Architecture
Archi-World
Architecture Resource
ArchitectStore
ArchNet
Archpedia
Archinform
Designboom
Pulitzerarts


مجلات معماری1
Elcroquis
Detail
domus
Architectural Record
Architectural Review
ArchitectureToday
Architectureweek
Architectmagazine

مجلات معماری2
معمارنشر - معمار
معماری ایران - ما
آبادی
معماری و فرهنگ
معماری و ساختمان
هنرمعماری
شارستان


مهندسین مشاور معماری
مشاور نقش جهان پارس
مشاور زیستا
مشاور ماندان
مشاور کاردانا
مشاور گسترش فن آوران ساخت
مشاور باروید


مدارس معماری
مدرسه معماری AA
مدرسه معماری هاروارد
مدرسه معماری کوپر یونیون نیویورک
مدرسه تخصصی معماری پاریس



Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
سیستم فرسوده آموزش معماری(1)

 

امروزه با نگاهی به حال و هوای دانشکده های معماری و نیز وضعیت تحصیلی دانشجویان و به ویژه دانش آموختگان معماری، می توان به راحتی دریافت که آموزش کنونی معماری در میهنمان، ناکارا و کم بهره است.ناکاراست از آن جهت که نمی تواند فارغ التحصیلانی  آماده کار و مطابق با شرایط روز و خواسته های بازار کار معماری در ایران و جهان، به جامعه حرفه ای معماری عرضه نماید و کم بهره است از آنجا که با توجه به هزینه گزافی که برای تربیت یک مهندس معمار در دانشگاه ها انجام می شود، نتیجه کار چندان رضایت بخش نیست.از این روست که جامعه حرفه ای معماری با بدبینی به فارغ التحصیلان معماری نگریسته و به همین خاطر است که میبینیم ، بیشتر مشاوران معماری تمایل دارند، تا همکاران خود را از بین کسانی انتخاب کنند که دست کم دو سال سابقه کار داشته باشند!!

البته روشن و آشکار است که یکی از دلایل اصلی این مسئله، ناکارآمدی بعضی از اساتید رشته معماری و کیفیت پایین تدریس و دانش پایین آنها در زمینه تدریسشان است.در این باره چند ماه پیش، در همین جا نوشته ای قرار دادم که مورد استقبال دوستان و خوانندگان این وبلاگ نیز قرار گرفت و امیدوارم بتوانم در آینده، درباره این موضوع و به ویژه راهکارهای حل این مشکل بیشتر بنویسم.

 

اما شوربختانه این تنها مشکل دانشکده های معماری نیست.یکی از مشکلات بزرگ دانشکده های معماری در ایران، فرسودگی و کهنگی سیستم آموزشی و محتوای دروس است.سیستم آموزشی دانشکده های ایران تقلیدی است از سیستم بوزار یا همان مدرسه هنرهای زیبای پاریس.دانشکده ای که ده ها سال است که در دنیای معماری دیگر حرفی برای گفتن ندارد و تنها شهرت امروزه آن در جهان به خاطر طراحان مد و لباس و نیز نقاشان آن است ولی هنوز دانشکده های معماری در ایران به دور مدار بوزار می گردند و حتی بعضی از اساتید با سابقه، به ویژه دانش آموختگان هنرهای زیبای تهران، متعصبانه آموزشها و روشها و اندیشه های بوزاری را به ویژه در درس طراحی معماری پیگیری میکنند و تلاش دارند تا معمار را به عنوان یک آرتیست پرورش دهند.این چنین اندیشه ها و روشهایی، زمانی که با محتوای کم اثر دروس ترکیب شوند، محصولی به بار می آورد که میبینیم.فارغ التحصیلانی که به جز خط کشیدن کار دیگری بلد نیستند.تازه اگر آن را هم درست انجام بدهند.در سالهای گذشته، معماران به عنوان کسانی مشهور بودند که توانایی آن را دارند که با چند اسکیس، طرحی را  که در ذهن دارند،به روی کاغذ بیاورند و امروزه دانشجویان به من مراجعه می کنند و از من می خواهند که رشته ای را در کارشناسی ارشد به آنها معرفی کنم که در کنکور آن، اسکیس وجود نداشته باشد!!!

می گویند در ایران باستان، شاهزادگان را به گونه ای پرورش می دادند که در صورتی که روزی از پادشاهی برکنار شدند، بیکار و گرسنه نمانند و حرفه هایی همچون نجاری، آهنگری و حتی ساختن زین اسب را به آنها می آموزاندند.آیا ما به دانشجویانمان، مهارتهایی را یاد می دهیم که بیکار نمانند؟

البته عده ای از دانشجویان با توجه به روحیه و فضایی که در آن پرورش یافته و زندگی می کنند، خیلی زود علایق خود را پیدا می کنند و مهارتهای لازم را البته بیرون از دانشگاه کسب می کنند.مانند دانشجویانی که خارج از دانشگاه در کارگاه های ساختمانی مشغول به کار می شوند و در امور اجرایی توانایی پیدا می کنند و یا دانشجویانی که در کار با نرم افزار ها مهارت ویژه ای کسب می کنند( البته باز هم بیرون از دانشگاه) و با آن امرار معاش میکنند.به راستی اگر دانشجویی تنها نقطه اتکا خود را بر آموخته های دانشکده قرار داهد، آیا می تواند آنگونه که باید و شاید در بازار کار جایی برای خود بیابد و یا خیر؟البته شاید تنها شانس او این باشد که با تکیه بر آموخته هایش بتواند ادامه تحصیل دهد و در آزمونهای کارشناسی ارشد پیروز شود.این تازه زمانی است که اساتید او در آن دانشکده کیفیت لازم را داشته باشند و دروس مربوطه را به خوبی به او یاد داده باشند.پس می بینیم که در اینجا همه چیز به اتفاق و قضا و قدر بستگی دارد.اگر استاد خوب باشد، اگر محیط و یا فضا مساعد باشد، اگر اگر اگر……….

و نتیجه این اگر و مگر ها همین است که می بینیم.در بازار حرفه ای، مهندسین با سابقه و مشاورین از ناتوانی فارغ التحصیلان می نالند و حتی در مواردی خود شاهد بوده ام که منشی یک شرکت مهندسی مشاور به تازه فارغ التحصیلی  از یک دانشکده معتبر معماری متلک می انداخت که فلانی حتی بلد نیست که یک برش از استخر فلان ویلا بزند!!!؟؟ در جامعه قدر و منزلت معمار و معماری به شدت پایین آمده است و….البته پایین آمدن منزلت رشته معماری تنها به دلیل مشکلات دانشکده های معماری نیست و مولفه های دیگری نیز در این زمینه دخالت دارند.اما بر این باورم اگر دانشکده ها کیفیت لازم را به دست آورند، می توان بسیاری از مشکلات جامعه معماری را تا حد زیادی حل نمود.

همانگونه در بالا گفتم، سیستم ما یک سیستم کهنه و به درد نخور است.تنها تغییر کوچکی که در این سیستم به وحود آمده، این است که پس از انقلاب، سیستم آتلیه ای برچیده شد و چند درس عمومی و نیز دروس معماری اسلامی و حکمت و هنر اسلامی به جمع دروس معماری اضافه شدند.از اتفاق سیستم آتلیه ای، نقطه قوت سیستم بوزاری بود که به باور من، با جمع آوری آن، این سیستم علاوه بر فرسودگی، دچار نقص عضو نیز گشت!!! ولی همانگونه که گفتم محتوای دروس چندان تغییر نکرده است.

با تغییراتی که دوباره در سیستم آموزش معماری در سال 78 روی داد و کارشناسی ارشد پیوسته معماری از آموزش معماری حذف شد، امید این می رفت که تغییرات رخ داده منجر به پویایی رشته معماری و ورود مباحث و دروس و مهارتهای جدید و کارا و منطبق با شرایط روز شود.اما متاسفانه کار خراب تر شد.دروس همان دروس بودند، منتها فشرده تر و در زمانی کمتر.تنها اسم بعضی از دروس تغییر کرده است.مثلاً من به یاد دارم  که ما درسی 6 واحدی به نام ترکیب داشتیم که خود مشتمل بر چندین درس چون راندو، عکاسی، رنگ، حجم شناسی و … بود.هر کدام از این دروس برای خود زمانی مشخص و البته طولانی داشتند.من به خوبی به یاد دارم که در بهار سال 1376، ما پنجشنبه ها درس راندو به استادی، جناب آقای قربانی، داشتیم و ایشان که خود یکی از بهترین اساتید راندو در ایران، بودند از صبح تا عصر با ما راندو کار می کردند.اما در همین ترم،در یکی از دانشگاه ها، من درسی به نام درک و بیان 2 را تدریس می کنم که با توجه به سرفصل دروس باید به دانشجویانم در16 جلسه، هفته ای یک روز، آن هم تا ظهر، نقد فضا، ماکت سازی،عکاسی و راندو ببیاموزانم.جالب است ،مگر نه؟ یا مثلاً ما دو درس معماری اسلامی داشتیم، همراه با حکمت و هنر اسلامی.حکمت و هنر اسلامی به دوره کارشناسی ارشد مهاجرت کرده است و معماری اسلامی در یک درس 4 واحدی ،تحت عنوان آشنایی با معماری اسلامی، فشرده شده است!!! حال استاد مربوطه باید؛ افزون بر تاریخ معماری ایران، عناصر و فضاها و گونه شناسی معماری ایران و  نیز معماری اسلامی کشورهای اسلامی را آن هم در یک درس، در 4 ساعت در هفته،با دانشجویانش کار کند. درس آشنایی با مرمت نیز درنوع خودش جالب است.پیش از این درس مرمت مشتمل بر دو درس مبانی نظری مرمت و طرح مرمت بود که با فشرده شدن به درسی به نام  آشنایی با مرمت تقلیل یافته است.آن هم سه واحد که یک واحدش عملی است!!

در سرفصل درس آشنایی با مرمت، افزون بر مباحث نظری که خود ظرفیت یک ترم کامل را می طلبد، یک پروژه عملی نیز پیش بینی گشته است.پروژه ای که خودش با درسی همچون طرح معماری برابر است و همه اینها در یک درس 3 واحدی پیش بینی گشته است. طرح معماری که دیگر برای خودش داستانی دارد.هر استادی ، هر سازی که دوست داشته باشد، برای خویش می زند.یکی از فضاهای مجازی و سطوح متحرک و فضاهای یکپارچه و هندسه نااقلیدسی پایین تر نمی آید؛دیگری گمان می برد که خلقت و جهان هستی با آفرینش لوکوربوزیه آغاز گشته است و با غرق شدن لوکوربوزیه در دریا در سال 1966، نیز به پایان رسیده است!!؟ آن دیگری به جز زاها حدید و دانیل لیبسکیند و فرانگ گه ری و رم کولهاس و گرک لین و پیتر آیزنمن، هیچ کس را داخل آدم نمی داند، چه رسد به داخل معمار!!؟؟ و این آخری، گمان می برد که نوستراداموس است و پیش بینی های آنچنانی می کند مبنی بر اینکه تنها دانشجوی محبوب ایشان معمار خواهد شد و بقیه سیگار فروش و قصاب و … خواهند گشت.تعجب نکنید.همه اینها را من در دوران دانشجویی تجربه کرده ام و با توجه به چیزهایی که در اطرافم می بینم و می شنوم، وضع بر همین منوال است و زیاد فرقی نکرده است.خوب! نتیجه اش همین می شود که می بینید.دانشجویان و فارغ التحصیلانی که تا دلتان بخواهد می توانند حرفهای عجیب و غریب برایتان بزنند و لاهوت و ناسوت را به هم وصل کنند و آب را در هوا معلق نگه دارند(البته در کلام)،اما همینان گاهی از انجام ساده ترین کار در روند یک پروژه معماری عاجز می باشند.

بهترین ها را در همین مسابقات ببینید.مثلاً همین مسابقه مرکز تجارت جهانی فرش در تبریز.به جز یکی دو نفر، بقیه از جوانان و تازه فارغ التحصیلان بودند.هم ایده ها و هم فرمهای حاصل از آن بسیار شبیه هم بود و البته تکراری.به گونه ای آشکار، روشن بود که آبشخور فکری بیشتر معماران جوان این مسابقه، جریانی است که در چند سال اخیر با تقلیدی ناشیانه از معمارانی چون حدید و کولهاس و… و نیز تاثیر پذیری از نشریاتی چون AD و ... در صحنه معماری ما، خود را به عنوان جریان پیشتاز یا به قول خودشان آوانگارد معرفی نموده اند.

اما راستش را بخواهید، بیشتر این طرحها، نه نمایانگر یک مرکز جهانی بود و نه فضایی مناسب برای تجارت فرش و نه رنگ و بویی از فرهنگ معماری یا حداقل فرهنگ مردم تبریز و یا آذربایجان و یا ایران و نه حتی خاورمیانه داشت.نیتجه اش هم این شد که داوران آن هیچ طرحی را به عنوان نخست برنگزیدند.به باور من، این ماجرا نه شکستی برای معماران ما، که شکستی دردناک و سنگین برای معماری ما بود.

حتی برای درک این شکست، نیازی به آن مسابقه نیز نبود.کافی است با مردم هم کلام شوید تا ببنید چه اندازه از معماری امروزه ما در شهرهای کوچک و بزرگ کشورمان بد می گویند.البته همه گناه را نمی توان به گردن معماران انداخت.قوانین عجیب و غریب شهرداری ها و سازمان نظام مهندسی و ... وبرخی مسائل دیگر از اصلی ترین دلایل زشتی معماری ساختمانهاست و راه را برای بی هنران و معمار نماهایی که کیلویی کار می کنند، گشوده است، اما به باور من نقص بزرگ و فرسودگی در سیستم آموزشی معماری ماست که معماری را به این حال و روز انداخته است.

در نوشته امروز، تلاش کردم تا منظری از وضع امروز دانشکده ها و وضعیت حرفه ای معماری در ایران، به صورتی خلاصه ترسیم کنم.در نوشته بعدی، بیشتر به محتوای دروس و سیستم فرسوده آموزش معماری خواهم پرداخت و راهکارهای خودم را ارائه خواهم کرد.امیدوارم شما نیز با نظریات خود، مرا در ارایه هرچه بهتر این نوشته ها یاری دهید.


یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
بیانیه پایانی و اعلام نتایج مسابقه طراحی سردر حوزه هنری

این مسابقه دریچه ای بود برای نگرش مجدد به طراحی سردر فضایی که به فعالیتهای پیرامون هنر دینی می پردازد، هر چند اندیشه های معمارانه در کالبد معماری هدفگرا با کاربری های امروزین در تعدادی از آثار دریافتی به وضوح دیده می شد لیکن هنوز تا رسیدن به طرحی منسجم که نگاهی همه جانبه به طراحی فضاهای پیرامون ابنیه تاریخی با کاربریهای جدید از منظر محتوی و فرم داشته باشد، فاصله بسیار است.

دبیرخانه‌ی مسابقه ضمن تقدیر و تشکر از تمامی شرکت کنندگان اعلام می دارد 114 نفر به صورت انفرادی و گروهی از دانشجویان و شرکتهای معماری و معماران سراسر کشور شرکت نمودند و طی آن 74 اثر به دبیرخانه مسابقه رسید.ضمنآ هیات داوران به ریاست آقای دکتر احمد خوشنویس در دفتر گروه آرمانشهر تشکیل جلسه داد.

هیات داوری شامل:

 دکتر احمد خوشنویس استاد دانشگاه  تهران و رییس پژوهشکده ابنیه و بافت‌های فرهنگی سازمان میراث فرهنگی 

دکتر حسن اصانلو سرپرست دانشکده معماری دانشگاه سوره و مدیر گروه معماری دانشگاه سوره

مهندس امیر محمدخانی استاد دانشگاه سوره و مدیر دفتر طرح و برنامه حوزه هنری

داوران ابتدا به بحث درباره تعیین معیار های داوری و نحوه بررسی پرداختند و شاخصهای اصلی ذیل به عنوان معیارهای داوری تعیین گردید که عبارتند از:

الف) فرم: شامل 1- ویژگیهای نمادین هنر دینی و نشانه حوزه هنری

2- توجه به فضای پیرامونی و همخوانی با ساختمان های فعلی حوزه هنری

3- نحوه نورپردازی در شب

ب) عملکرد: شامل 1- ویژگی های عملکردی تفکیک سواره از پیاده و ...

2- محل نگهبانی و کنترل ورود و خروج با توجه به تعداد و عملکرد آنها

پ) محتوا: شامل 1- نشانگر هویت فرهنگ ایرانی - اسلامی

2- هم خوانی با محیط هنری و فرهنگی حوزه هنری

داوری در دو مرحله شامل یک مرحله مباحثه در خصوص کلیه  آثار رسیده و مرحله دوم امتیاز دهی به تفکیک شاخصه های اعلام شده و به ترتیب با ضرایب 3 و1 و 2 صورت گرفت که پیرو آن نتایج بررسی و داوری آثار به شرح ذیل اعلام می گردد:

رتبه اول: گروه ندا مهرآور و مهرناز هندی، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد  دانشگاه آزاد تهران مرکز
رتبه دوم: گروه محمد صفاری زاده و آیان رضایی، فارغ التحصیل مقطع لیسانس دانشگاه سوره
رتبه سوم:احسان کتابچی،  فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد تهران مرکز
رتبه چهارم: گروه حمید محمودی و مجید محمودی دانشجو دانشگاه آزاد تهران مرکز، مقطع کارشناسی ارشد
رتبه پنجم: یوسف سهرابی  دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران،   فارغ التحصیل مقطع فوق لیسانس 
رتبه ششم:سمیه سادات حسینی دانشجو مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت
رتبه هفتم:گروه جواد علیزاده و ساناز امین راجب دانشجوی کارشناسی ناپیوسته دانشگاه آزاد هریس
رتبه هشتم:محمد سعید ضیمران فارغ التحصیل مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز
رتبه نهم:گروه سلمان مرادی و عبدالله خشوعی دانشجو مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت
رتبه دهم:گروه فرزان رسول زاده و  بهزاد قنبرپور  دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت و دانشجوی کارشناسی دانشگاه علم و صنعت

به طرح اول این مسابقه پانزده میلیون ریال و به طرح های دوم و سوم به ترتیب هشت و پنج میلیون ریال تعلق خواهد گرفت.ضمنآ بنا بر اعلام دفتر آرمان شهر حوزه هنری از نفرات چهارم الی دهم تقدیر به عمل خواهد آمد.


یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
گزارش تصویری؛ داوری مسابقه طراحی سردر و جداره شهری حوزه هنری

دبیرخانه‌ی مسابقه ضمن تقدیر و تشکر از تمامی شرکت کنندگان اعلام می دارد 114 نفر به صورت انفرادی و گروهی از دانشجویان و شرکتهای معماری و معماران سراسر کشور شرکت نمودند و طی آن 74 اثر به دبیرخانه مسابقه رسید.ضمنآ هیات داوران به ریاست آقای دکتر احمد خوشنویس در دفتر گروه آرمانشهر تشکیل جلسه داد.

هیات داوری شامل:

 دکتر احمد خوشنویس استاد دانشگاه  تهران و رییس پژوهشکده ابنیه و بافت‌های فرهنگی سازمان میراث فرهنگی 

دکتر حسن اصانلو سرپرست دانشکده معماری دانشگاه سوره و مدیر گروه معماری دانشگاه سوره

مهندس امیر محمدخانی استاد دانشگاه سوره و مدیر دفتر طرح و برنامه حوزه هنری

داوران ابتدا به بحث درباره تعیین معیار های داوری و نحوه بررسی پرداختند و شاخصهای اصلی ذیل به عنوان معیارهای داوری تعیین گردید که عبارتند از:

الف) فرم: شامل 1- ویژگیهای نمادین هنر دینی و نشانه حوزه هنری

2- توجه به فضای پیرامونی و همخوانی با ساختمان های فعلی حوزه هنری

3- نحوه نورپردازی در شب

ب) عملکرد: شامل 1- ویژگی های عملکردی تفکیک سواره از پیاده و ...

2- محل نگهبانی و کنترل ورود و خروج با توجه به تعداد و عملکرد آنها

پ) محتوا: شامل 1- نشانگر هویت فرهنگ ایرانی - اسلامی

2- هم خوانی با محیط هنری و فرهنگی حوزه هنری

  

یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
حسن فتحی در ( روستای اگورنا)

آنچه که به عنوان تلاش چند روزه تقدیم می گردد حاصل کنکاش و تحقیق پیرامون روستای (الگورنا) در غرب رود نیل واقع در مصر می باشد که معمار نامی معاصر دکتر حسن فتحی به عنوان کار اجرایی در طی 3سال  با طرح و تئوریهایی پیش تنیده شده انجام داده است. مطالب و توضیحات ای که درذیل تقدیم می گردد تلخیص و برداشت های شخصی و در نهایت تالیفی است از سایت های اینترنتی و کتاب مشهور ایشان " معماری برای مستمندان " که همگی به زبان انگلیسی بوده و ترجمه چندی از دوستان میباشد. نوشته های مذکور حاصل مداقه و تفکر در این ترجمه ها و تالیفی از آموخته هایم بوده است. لذا از آوردن مراجع در متن خودداری کرده و اشاره به آنان را به آخر همین متن  واگذاردم.

همچنین تمام عکسهای موجود از این مجموعه را میتوانید در www.arc.net/digital library ببینید .

 

امید آنکه استفاده نموده و کاستی ها را بر من ببخشید.....

 

با سپاس فراوان

 

 

حسن فتحی یک درخشان معمار مشهور است که به واسطه ی تئوری هایی که در مصر و دنیای عرب و آفریقا و نیز آمریکا به کار برده شناخنه می شود. دکتر حسن فتحی در 23 مارچ سال 1900 میلادی چشم به جهان گشود. وی معماری را در مدرسه مهندسی مصر و سپس در دانشکده هنرفرانسه فرا گرفت. او یک هنرمند با ذوق و علاقه مند به موسیقی به عنوان یک نوازنده ویولون است.

او یک معلم معماری در دانشکده هنرهای زیبا تا سال 1957 میلادی بود. که به همراه همکارش رامیس واسف ایده مکان و محیط زیست در معماری را به کار گرفته است.

به سال 1945 وی پروژه (روستای الکورنا) را روی کوه غربی نیل در Luxor آغاز کرد. وی در این پروژه تکنیک ساخت و قوانین بنایی حبشه را که اساسا" مبنی بر دیوارهای حمال، سقف های گنبدی شکل و گنبدهایی از آجرهای گلی گرد گوشه بود را به کار بست تا پروژه ی  وی با وجود مشکلاتی که برای تغییر به روستای جدید داشت ؛ به یک کامیابی و پیروزی در سطح محلی و جهانی گردد.

در حال حاضر روستای الکورنا یک محل بزرگ با اهمیت برای هر شخص علاقه مند در زمینه شهر سازی بر پایه عوامل طبیعی و انسان گرایانه و اجتماعی تبدیل گشته است.

در اوایل دهه 60 حسن فتحی از تکنیک مشابهی در ( ا آسیس پاریس ) در الخرگا،  که یک میراث محیطی بر پایه فلسفه معماری اسلامی و مصری بود، بهره جست.

 

 

حسن فتحی معمار نامی و اسلامی تعداد محدودی کتاب در زمینه معماری تالیف کرده است که نامی ترین آنان کتابی است تحت عنوان :        " معماری برای مسکینان " یا معماری فقیر"* که به 22 زبان زنده دنیا ترجمه و تئوریهای موجود در آن در بالغ بر 42 دانشکده از دانشکده های تمام دنیا تدریس میگردد.

  در بین کارهای معروف ایشان:

·         روستای الکورنا در غرب رود نیل

·         روستای پاریس در کویر الخرقه

·         مسکن خود وی در سی دی کریر

·         آلکساندریا ( دارالاسلام ) در مکزیک نو   میباشند.

 

 حسن فتحی جوایز و مدال های بیشماری چون

  • مدال طلای ایلات متحده و جایزه شناخت برای نقش ساختمان سازی برای رفاه مستمندان

  • مدال طلا از سوی فدراسیون جهانی معماری به سال 1977

  • دریافت نام بهترین معمار در سال 1977

  • انتخاب وی به عنوان بهترین معمار در خاورمیانه برای ساخت روستای الکورنا توسط موسسه خیریه آقاخان

 و سر انجام دریافت شش دکتری افتخاری از دانشکده های بزرگ جهان ، سمینارها و کنفرانس های بیشماری از ایرادات ایشان در جهان نگهداری میگردد تا از تکنیک بی همتایشان در معماری همچنان استفاده گردد.

 

 

مشهورترین پروژه فتحی روستای new Quarna  است. تتجربه های شخصی وی در این پروژه را می توان در کتاب معماری برای مسکینان مطالعه نمود.

این کتاب جزئیات تفکرات وی ، فرآیند و درگیری های وی با سیاستهای پیچیده و تئوریهایش در ورای این فرمهای ظاهری ر ا نشان می دهد. در گیری فتحی در این پروژه به چیزی فراتر از یک طراحی ساده باز می گردد.

او یک انسان شناس ، طراح اروپایی ، هنرمند و سیاستمدار میگردد تا در این مجال موفق به اثبات تئوریهایش باشد.

پایه این پروژه یعنی جاگذاری ضروری گورنای جدید به جای گورنای قدیم روند رو به خرابی این روستای تاریخی در دره حبشه واقع در سرزمین مصر است. دلیل دیگر این است که روستائیان گورنا در دزدیدن آرامگاهها و ساخت محصولات مصنوعی جعلی مهارتی شایان ذکر پیدا کرده بودند که در نهایت واقعه کلیدی که خواستار از بین بردن روستا الگورنای قدیم را خواستار شد سرقت یک ویار سنگ بی عیب و نقص برای دیوار یک آرامگاه مشهور بود.

 

زمانی که اداره میراث فرهنگی مصر تصمیم به بازسازی روستا در یک سایت متفاوت را گرفت تحت تاثیر کارهای فتحی برای جمعیت سلطنتی روستائی و خانه خانه نمونه وی در ( ایزبیت البصری ) قرار گرفته و پروژه را به وی به عنوان آرشیتکت و طراح و مجری وگذار کرد.

در این حین فتحی پروژه را بصورت فرآیندی سنتی درآورد و عملا" به صورت بومی کار کرد ، از دیوارهای آجر گلی و سقف های چوبی استفاده نمود هر چند گل برای دیوارها ارزان و سهل الوصول بود لیکن چوب در آن مناطق گران قیمت به نظر میرسید. برای صرفه جویی در هزینه های ناشی از ساخت و ساز و مصالح فتحی از سقف های طاق دار بدون آجراما بدون فرم چوبی شروع به ساخت کرد.

 

 

ساخت جامعه سلطنتی کشاورزی در سال 1941 اولین تجربه وی در سقف های طاقی و قوسی بود. فتحی و تیم وی کوشش بسیاری برای بهبود کار انجام دادند که هیچ کدام راه به جایی نبرد، از شانس خوب وی زمانی که برادرش در مسافرت به منطقه آسوان واقع در جنوب مصر بود فتحی را از مهارت حبشیان در ساختن طاق های بدون مهاربندی آگاه کرد.

به محض بررسی، فتحی تعدادی از استادکاران این امرکه لازم بود تا کارگرانش را آموزش دهند را به خدمت گرفت.سنت و رسم حبشیان در ساخت طاق ها و قوسها بدون مهاربندی ریشه قدیمی تری نسبت به آنچه در سرتاسر مصر رواج دارد را داراست. متاسفانه این فن و دانش توسط رهبران مدرن گرا که کاملا" رسوم کهنه و قدیمی را به نام پیشرفت تکنولوژی خراب کرده اند از بین رفته است.

 

رسوم حبشی تنها به دلیل دور بودن از نفوذ دولت ها زنده مانده است که جای بسی شکر دارد. باز نگری و زنده کردن این روش توسط فتحی تنها در این زمان اتفاق افتاد، چرا که نمونه های ساخته شده اش در جامعه روستایی به زودی در اثر آبی که در پشت طاق آسوان جمع شده بود خراب شد؛ این روشی سنتی را اگر فتحی به 46 بنا  آموزش نمی داد تا روستای گورنای جدید را بسازند ، بی گمان به دست فراموشی ها سپرده می شد.

از آنجا که فتحی سازه آجر گلی را ارزان و در دسترس دید لذا آن را جوابی برای مشکل خانه سازی برای رفاه فقیران و مسکینان روستای گورنا درنظر گرفت که تصمیمی درست و منطقی بود و بعدها مایه سرمشق بسیاری گردید. همچنین مردمی که  تکنیک ساخت خانه های گلی رایاد میگرفتند می توانستند خانه هایشان را یه عوض هزینه کردن برای ساخت ،خود بسازند.

 

 

روستای گورنای جدید شانسی بود تا فتحی در این مجال خویش را ثابت کند وی در این فعالیت با استفاده از ذوق حساس و پویای خویش در معماری فهمید که به ترکیب حساسیت های اجتماعی با تکنیک ساخت سازه هایی با قیمت ساخت پائین نیاز دارد؛ وی به بهترین شکل این عوامل را در طراحی و ساخت این مجموعه رعایت کرد.

 

روستای گورنای قدیم اصلا" از 5 قبیله روستایی ، هریک با رئیس قبیله مجزا تشکیل یافته است.در طرح وی برای گورنای جدید فتحی این رسم اجتماعی را با تقسیم روستا به 4 قسمت ( 2 تا از قبایل که با هم روابطی دوستانه و دیرینه داشتند در یک بخش بودند ) دست نخورده باقی گذاشت.  این طرح با ساخت 2 جاده اصلی به ثمر نشست که در داخل هریک از بلوک های این قسمت ها یک خیابان باریک و بادی برای حرکت آرام ایجاد شد.

 

یکی از عوامل دیگر که توسط فتحی همچنان به شیوه محلی روستای قدیم باقی ماند ساخت اقامتگاههایی بود تا گروههایی به نام (badanas ) در آن تشکیل گشته و زندگی کنند . گرههایی همسایه وار به صورت خوشه هایی یا دسته هایی از خانه در کنار هم زیست کنند.

 

فتحی مخالف خانه هایی بود که با بتون به شکل جعبه هایی بر روی هم ساخته می شدند چرا که آنها را خانه هایی به دور از هماهنگی با پیرامون صحرای سوزان و محیط آرام روستای الگورنا  میدید و آنها را متجاوزانه به معماری عرب و اسلام می دانست؛ نوعی تجاوز در حد فرهنگی و ساختاری. خانه هایی که فتحی برای اینان طراحی میکرد بر پایه سنت ها و فنون قدیمی اسلامی و ترتیب زندگی صحرایی استوار بود. که متشکل از ( kaa ) سالن اصلی، (Iwan ) جایی تو رفته در اتاق و فرمهایی با خاصیت جدا کننده گی فضاهای عمومی و خصوصی بود که بیشترین اهمیت را در ساختار خانه های اسلامی ایفا می کند.

 

 

فتحی درروندی که در پیش گرفته بود نیاز های روستائیان را بوسیله ملاقات با رئیس هر قبیله و گفتگو با مردمان آن قبیله وارسی نمود؛ متاسفانه اهالی روستا بخاطر کینه ای که در دل نسبت به حسن فتحی داشتند من باب نقل مکان موقت به جایی دیگر به وی کمک اندکی برای درک مفاهیم کردند.

 

اما آنچه فتحی با استفاده از ذوق و قریحه ذاتی خویش از این ملاقات به دست آورد و از شیوه زندگی آنان گرفت نیاز ایشان به صورت چاه آب به جای آب جاری ؛ تختهای گسترده در اتاق خواب و برجهای کبوتری ؛ در پروژه خویش پاسخ گفت.

 

همچنین فتحی توسط تعدادی از نشریات طراحی اروپایی چیزهای جدیدی را آموخت! اولین مورد قابل قبول این بود که زمین های کشاورزی اطراف که برای سایت انتخاب شده بودند برای یک شهر 7000 نفری کافی نیست .

 

چاره جویی فتحی برای این موضوع -که به نیروی انسانی ماهر بیشتری نیاز داشت- بدین شکل صورت گرفت که وی زمینهای گوناگونی را در اختیار استاد کاران جهت آموزش پسران شهر قرار داد . طرح khan (مسافرخانه، کاروانسرا) برای فضای آموزش و زمین کار در پشت و بالای مکان فروش و معامله احداث شد . و این نیاز وی و روستائیان را پاسخ گفت.

 

 

مدرسه در گورنای جدید به حمایت قانون ساخت مدارس ملی سرمایه گذاری و ساخته می شد؛ اما فتحی کماکان با همان مشکلات درگیر بود چرا که دولت میخواست ساختمان مدرسه دارای شکل یکسان با ساختمان ها و دارای ویژگی های برتر آب و هوایی و اداب و رسوم گوناگون ساخته گردد.

فتحی در این مورد امیدوار بود که طرح وی تا حدی به یک پیش الگو برای رفاه مصریان درآید؛ که این را میتوان از مداقه در کتاب " معماری برای مستمندان " وی فرض کرد.

فتحی برای رشد و پیشرفت گورنای جدید بسیار امیدوار بود چه آنکه این مورد را میتوان از طراحی یک تئاتر برای مدرسه معماری در این روستای رعیتی ساده مشاهده کرد.

خیال بافی های فتحی در الگورنا ، نمونه یک شهر موفق را ایجاد کرد. جایی که عاقبت مردم بدوی آنجارا برای دستیابی به تفریحات فرهنگی و جامعه ای سالم مرفه و بی نیاز گردانید.

وی تاتر را محلی برای برگزاری تفریحات سنتی چون مسابقه چماق که تا حدی برگرفته از هنرهای رزم و پیکار است در نظر گرفت.

علاوه بر آن اظهارات از درگیری فتحی با آن پروژه چنان عمیق بود و فتحی تا بدان مرتبه از عشق به انسانهای فقیرو کمک برای بهبود  وضعیت زیست محیطی آنان کوشش میکرد که وی اولین نمایشنامه را خویش برای آنان نوشت و به اجرا درآورد . این نمایشنامه به کودکان و مردم این روستا شرایط زیست بهداشتی وراه پیشگیری ازشیوع ویروسی به نام “bilharzia” را آموخت و با استقبال خود مردم مواجه گشت.

 

 

مسجدی که در روستای جدید الگرنا قرار گرفته است محتملا" جای بسیار با اهمیتی است چرا که اولین محلی بود که توسط وی ساخته شده و بطور مداوم نگهداری شده است. وی برای تقدس بخشی به سیمای مسجد الگورنا در ذهن مردمان آنجا از فرم و سیمای مسجد مملوکی در قاهره که برای این مردم بسیار آسنا بود استفاده کرد. تذبیری که در این ساخت به کار رفته، نشان میدهد که مشکلات جامعه و مسئله فرهنگی آنان ریشه در مذهب آنان دارد.

ساختمان گورنا در سال 1945 شروع به کار شد کارگران بیشماری که اغلب از غیر بومیان گورنا بودند تمام وقت در آنجا تحت نظارت مستقیم فتحی کار می کردند. کارگران چنان با اشتیاق و ذوق کار میکردند که گوئی خود در این پروژه سهیم و شریکند در چنین زمانی بود که پروژه سریعا" شروع به پیشرفت کرد و نیاز مبرم به تکیه به دولت داشت لیکن وجوه ساختمان که چنین پیشرفتی را انتظار نداشت به تعویق می افتاد ولی گویی فتحی چیزی برای کارش به عنوان مزد مادی نمی خواست ، فتحی بدون تاخیر و مرتب بر روی شهرک های خویش کار میکرد طوری که در مدت سه سال در130 شهرک بالغ بر 800 خانه ایجاد شد. فتحی بعلاوه مدارس، بازار، تماشاخانه و یک مسجد را نیز به تمامی کار کرد هنوز مردمانی که از آنجا بازدید میکنند در نمای عالی با کشمکش زیادی که در میان مردمان گورنا وجود داشت و نیز مصالح ارزان آنجا در شگفت می مانند.

فتحی بخشی ازهزینه ترمیم بافتهایی با قدمت وپیشینه باستانی را صرف رفاه مردم و شهرکهای اجتماعی- انسانی خویش کرد. فتحی با این روند به زمانی برگشت که کار تدریس انجام می داد و اصول نظری خویش را به خوبی بست و گسترش داد.

وی زمینه خانه سازی با خرج کم و ارزان با روشی زیبامشروط به ساخت خانه های شخصی برای افراد فقیر را هموار کرد ؛ تمامی خانه های موجود در گورنا بی عیب و نقص بودن سازه ها و تئوری های فتحی را به اثبات رساند.  

 

 

روستای جدید تنها در حس مربوطه به درک سریع نقص داشت. از این موضوعات ارائه شده در این بحث درسهای بیشماری می توان گرفت، در کتاب معماری برای مستمندان تالیف حسن فتحی  ازهزینه هایی که فتحی برای ساختن خانه هایی به این سبک کرده چنین برداشت میگردد که برآورد قیمت برای ساختن 20 خانه به سبک وی چیزی در حدود 3000 لیره است که این مقدار برای ساخت همان مقدار خانه با سازه بتنی در حدود 22000 لیره هزینه میگردد؛ حسن فتحی در این پروژه نشان داد که میتوان از مصالحی ارزان برای آسایش مستمندان و نیازمندان خانه هایی در ح