مطالب معماری
مطالب و عکسهای معماری----------استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

تبلیغات شما در این مکان


تبلیغات شما در این مکان

به روز شده در تاریخ 22/۰۵/۱۳۸۷


آمار وبلاگ


تعداد بازدید دیروز » 2594 نفر

تعداد موضوعات » 20 موضوع

تعداد مطالب » 223 نوشته

تعداد نظرها » 1298 نظر

تعداد لینکهای روزانه » 7 لینک

تعداد لینک دوستان معمار » 60 وبلاگ

تعداد پیوند ها » 11 پیوند

تعداد اعضا در خبرنامه » 265 نفر

تعداد شرکت در نظرسنجی » 590 نفر

تعداد اخبار تصویری » 8 خبر

آرشیو مطالب معماری
آرشیو
موضوع بندی

مطالب معماری در یک نگاه


عناوین آخرین یادداشت ها

رتبه وبلاگ در گوگل



تصاویر ایران و جهان



عضویت در خبر نامه

عضویت در خبر نامه مطالب معماری





Powered by WebGozar


لینکهای مربوطه


سایتهای معماران1

Allies & Morrison
Arata Isozaki -
آراتا ایسوزاکی
Asymptote
Ben Van Berkel -
بن ون برکل
Bolles+Wilson
Christian de Portzamparc
David Chipperfield
Daniel Libeskind -
دانیل لیبسکیند
Eric Owen Moss
Eva Jiricna
Feilden Clegg Bradley
Fuksas -
فوکساس
Future System
Henning Larsen
Ian Ritchie
Jean Nouvel -
ژان نوول
Lab Architecture
Mario Botta -
ماریو بوتا
MBA -
ام بی ای
Michael Sorkin -
مایکل سورکین
Morphosis -
تام می ین - مورفوسیس
Moshe Safdie -
موشه سفدی
MVRDV -
ام وی آر دی وی
Norman Foster -
نورمن فاستر
Peter Eisenman -
پیتر آیزنمن
Rem Koolhaas -
رم کولهاس
Renzo Piano -
رنزو پیانو
Richard Meier -
ریچارد میر
Richard Rogers -
ریچارد راجرز
Rick Mather -
ریک متر
Robert Venturi -
رابرت ونچوری
Ron Arad -
ران آراد
Santiago Calatrava -
سانتیاگو کالاتراوا
Shigeru Ban -
شیگرو بان
Steven Holl -
استیون هال
Tadao Ando -
تادائو آندو
Ten Arquitectos
Terry Farrell -
تری فارل
Toyo Ito -
تویو ایتو
TR Hamzah & Yeang
Ushida Findlay -
یوشیدا فیندلی
Zaha Hadid -
زاها حدید

سایت معماران2
فرشید موسوی
هادی تهرانی
مهرداد یزدانی
فریبرز صحبا
محسن دانشگر
حسین امانت
هما فرجادی
نادر تهرانی
گیسو و مژگان حریری
آرش مظفری


سایت­های معماری1

آرونا
باروید
معماران
آرک­نویز
چاردیواری
خشت و خورشید
معماری منظر ایران
انجمن مهرازی ایران
لینک­باکس تخصصی معماری

سایت­های معماری2

Arcspace
Archnews
Architect&Architecture
Archi-World
Architecture Resource
ArchitectStore
ArchNet
Archpedia
Archinform
Designboom
Pulitzerarts


مجلات معماری1
Elcroquis
Detail
domus
Architectural Record
Architectural Review
ArchitectureToday
Architectureweek
Architectmagazine

مجلات معماری2
معمارنشر - معمار
معماری ایران - ما
آبادی
معماری و فرهنگ
معماری و ساختمان
هنرمعماری
شارستان


مهندسین مشاور معماری
مشاور نقش جهان پارس
مشاور زیستا
مشاور ماندان
مشاور کاردانا
مشاور گسترش فن آوران ساخت
مشاور باروید


مدارس معماری
مدرسه معماری AA
مدرسه معماری هاروارد
مدرسه معماری کوپر یونیون نیویورک
مدرسه تخصصی معماری پاریس



خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387
سیدهادی میرمیران به روایت تصویر ( ۲ )

گزارش تصویری اول از زندگی مهندس سید هادی میرمیران معمار پرافتخار ایرانی


دوشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1387
سیدهادی میرمیران به روایت تصویر ( ۱ )

گزارش تصویری اول از زندگی مهندس سید هادی میرمیران معمار پرافتخار ایرانی


یکشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1387
تقدیر سازمان نظام مهندسی ساختمان از مهندس سید هادی میرمیران

سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور در تاریخ پنجم دی ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و یک به مناسبت اولین سال بزرگداشت روز مهندسی از خدمات و یک عمر تلاش حرفه ای مهندس سید هادی میرمیران تقدیر به عمل آورد.


یکشنبه 25 فروردین ماه سال 1387
پریتزکر در شانزه­لیزه قدم می­زند

این بار قرعه به نام ژان نوول فرانسوی افتاد و او وام­دار جایزه بزرگ معماری، "پریتزکر" در سال 2008 شد. دریافت چنین جایزه­ای در سن 58 سالگی، بی­شک یکی از بهترین خاطرات دوران کاری وی خواهد بود. دوست عزیز وبلاگ نویس، حسام­الدین عتیقی در نقل قولی از دوست فرانسوی خود، مطلبی تحت عنوان " همیشه بهترین­ها برنده نمی­شوند" نوشته بودند، این نوشته، حکایت از شخصی مادی­گرا، خسیس و دیکتاتور به نام "ژان نوول" داشت و باقی ماجرا در مورد معماری متوسط او بود. به نظر من معماری نوول مانند منحنی سینوسی است، گاه در اوج، گاه خوب و گاه ... یک فلارمونیک جالب، یک لوور (لوورک!) و ... او معمار پرکاری است یا به روایتی قبضه­گر بازار کار! با این حال فکر می­کنم امسال می­توانست نوبت او باشد و او معماری است که بسیاری از ما،کارهایش را دنبال و تحسین می­کنیم. در مورد اخلاقیات وی نمی­توانم چیزی بگویم و  اینکه برداشت یک نفر، تنها می­تواند دربردارنده یک زاویه از درون فرد دیگر باشد. پارسال و در همین ماه، "نوول" در مصاحبه­ای با Designboom، به سوالاتی پاسخ داده بود که بخشی از آن را در اینجا می­خوانیم.

به نظر شما در طول روز بهترین زمان، چه موقعی است؟ در اصطلاح می­توان گفت من "پرنده شب"، هستم و شب را ترجیح می­دهم.

به چه نوع موسیقی علاقه دارید و گوش می­کنید؟ من به موسیقی که دوست دخترم ترجیح می­دهد، گوش می­کنم، برای اینکه چیزهای زیادی را می­توانم کشف کنم. من صدای انسان­ها، اپرا و آهنگ­های مذهبی را دوست دارم.

چه کتاب­هایی را همیشه می­خوانید و در حقیقت کتاب­های بالینی شما هستند؟ کتاب "The book of disquite" نوشته "Fernando Pessao". برای اینکه پیام آور صلح و دوستی است. در این کتاب درس­هایی فلسفی وجود دارد، وقتی شما انسانی مانند من باشید که پر مشغله و کمی عصبی هستم، چنین چیزهایی می­تواند لازمه ادامه زندگی باشد.

آیا به رادیو گوش می­کنید؟ در ماشین

اخبار را چگونه تعقیب می­کنید؟ من هر روز روزنامه می­خرم و هر هفته، مجلات را تهیه می­کنم، چون زیاد مسافرت می­کنم.!I am a paper eater

چه نوع لباسی می­پوشید؟ من لباس سیاه را ترجیح می­دهم. سیاه در بهار، پاییز و زمستان، ولی در تابستان، هنگامیکه در جنوب فرانسه هستم، بطور کامل، سفید می­پوشم.

حیوان خانگی دارید؟ در واقع نه، البته چند تا پشه!

آیا با سایر طراحان در کارتان بحث و مشورت می­کنید؟ من در مورد معماری با بسیاری از دوستانم بحث می­کنم، به خاطر اینکه با بسیاری از شرکت­های مشاور در ارتباطم و آن­ها را سازماندهی می­کنم، من یک بحث را به دفعات متوالی ادامه می­دهم، ما به طور مشابه فکر می­کنیم. برای هر پروژه، یک تیم خوب از شرکت­های مشاور برای انجام کارهای مختلف، پیدا می­کنم. اما بدبختانه، در فرانسه مکانی به نام "سالن معماری" برای این گفتگوها وجود ندارد.

کجاها طراحی می­کنید؟ در تختخوابم، کنار یک میز در رستوران هنگامیکه با دیگران صحبت می­کنم و بیشتر اوقات در روی میز برزگی در دفتر کارم. پژوهش­های من همیشه حول ایده­های اختصاصی بوده­اند، من دوست ندارم که کلمات همسانی را تکرار کنم و معماری یکنواختی در تمامی نواحی انجام دهم. من همیشه چیزهایی را جستجو می­کنم که به مکان­هایی منحصر بفرد منتهی شود.

آیا کار معمارانه­ای در گذشته وجود دارد که بر معماری شما تاثیر گذاشته باشد؟ من به مساله نور در معماری بسیار حساس هستم، بسیاری از کاتدرال­ها و کلیساهای قرن یازده و دوازده مانند "Saint Chapel" در پاریس، این چنین بوده­اند.

آیا توصیه­ای برای جوانان دارید؟ من از نصیحت کردن خوشم نمی­آید. هرکسی داری خرد شخصی است که نیاز است آن را تجزیه و تحلیل کند و مسیر خود را بیابد. و...

این هم بخشی از روزمرگی­های یک معمار، احتمالا با جزئی از زوایای دیگر شخصیت او هم آشنا شدیم، خلاصه که آقای نوول پریتزکر مبارکتون باشه!  

پی نوشت:آقای نوول در Designboom متولد سال ۱۹۵۰ و در سایت پریتزکر متولد سال ۱۹۴۵،اعلام شده اند. با این حساب در آستانه یک تولورانس ۵ ساله (۶۳-۵۸) به این جایزه دست پیدا کرده اند!

منبع : فضای رویداد - اولدوز فضلعلی


شنبه 24 فروردین ماه سال 1387
سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا معمار و هنرمند اسپانیایی

Santiago Calatrava

معمار – مهندس – هنرمند اسپانیایی سانتیاگو کالاتراوا برنده مدال طلای 2005 موسسه آمریکایی معماران AIA

آرشیتکت ٬ هنرمند و مهندس سانتیاگو کالاتراوا در ۲۸ ژولای ۱۹۵۱ در شهر والنسیا در کشور اسپانیا متولد شد.

کالاتراوا یک نام اشرافی است که از شوالیه های قرون وسطایی گرفته شده است.

خانواده کالاتراوا دارای صادرات کشاورزی وسیعی بودند که این امر در زمان دیکتاتوری ژنرال فرانکو بسیار نادر بود ودارای وضع مالی خوبی بودند.

کالاتراوا دوران ابتدایی را در والنسیا گذراند و موقعی که ۸ سال داشت به مدرسه هنر و صنعت وارد شد در آنجا  مهارتهای فرمی کشیدن و نقاشی کردن را یاد گرفت.

وی دوران تحصیل خود را در والنسیا به پایان رساند و به پاریس رفت و در رشته بوم شناسی ثبت نام کرد ولی به زودی فهمید که علاقه ای به آن ندارد.

او سپس به والنسیا باز گشت ودر دانشکده تکنیکهای ساختمانی والنسیا ثبت نام کرد.و تحقیقات و تالیف هایی نیز در این دانشکده داشت.

ولی قانونهای محکم ریاضی و استفاده معماران قدیمی از ریاضی او را به سوی استفاده از این رشته در معماری سوق داد... 

معمار – مهندس – هنرمند اسپانیایی سانتیاگو کالاتراوا برنده مدال طلای 2005 موسسه آمریکایی معماران AIA است.

 

از پروژه های اجرا شده کالاتراوا می توان از توسعه موزه هنر میلواکی (Milwaukee) ، پل معلق Sundial ، کالیف (Calif) و استادیوم المپیک تابستانی 2004 آتن نام برد.

همچنین کالاتراوا در حال طراحی مرکز حمل و نقل مرکز تجارت جهانی
“WTC”و برج "Turning Torso" سوئد است.
فرم های کالاتراوا با عنوان
"elemental and lyrical" خوانده می شود که شاید بتوان آن را در فارسی به "خالص و موسیقیایی" تعبیر کرد.


او شصت و یکمین برنده مدال طلای
AIA است و مدال طلای خود را در11 فبریه 2005 طی مراسمی در موزه ملی ساختمان واشنگتن دریافت خواهد کرد.

 

بررسی معماری تحسین برانگیز کالاتراوا - ترجمه : امیر اصلان معصومی

سانتیگو کالاتراوا ، مهندس هنرمند معمار ، کسی که بلند پروازیهای شاعرانه ساختمانها و پل هایش کوله باری از تحسین بین المللی را به همراه داشته است . در دوم دسامبر امسال منتخب هیئت AIA جهت دریافت مدال طلا شد . این مدال بزرگترین افتخار این موسسه است که به شخصی اعطا می شود . دریافت مدال طلا یعنی تصدیق و برسمیت شناختن شخصی است که او کاری با پشتوانه با معنی که بیشترین تاثیر ماندنی را بروی تئوری و عمل را در معماری داشته است .کالاتراوا این هدیه را به همراه مدال از موسسه معماری آمریکا در یازدهم فوریه 2005 در محل ساختمان موزه بین المللی در واشنگتن DC دریافت داشته که این خود تاکیدی بر هنر معماری وی می باشد .

وی پس از نشست هیئت AIA گفت وقتی این خبر در زوریخ و از طرف مدیر ایوژنس هاپکینز به من رسید گفتم " شگفت آور است . متشکرم . من خیلی احساس افتخار می کنم " و در هنگام دریافت جایزه گفت (( من سعی خواهم کرد در این سطح افتخار برای باقیمانده مسیر زندگی ام بمانم و به شما افتخار می کنم و به کارم .)).

سانتیگو کالاتراوا در والنسیای اسپانیا در سال 1951 متولد شد . او تحصیل هنر را از 17 سالگی آغاز کرد و از سال 1981 کارهای معماری خود را پس از تکمیل تحصیلات ، در زوریخ بصورت تخصصی آغاز کرده است .

 

ظرافت و سادگی

 

فرمها و عناصر شاعرانه معماری کالاتراوا در سراسر گیتی شناخته شده و تحسین برانگیز است . همچنین در کار اخیر طراحی کلیسا مانند مرکز تجارت جهانی قطب حمل و نقل که با بودجه 2 بیلیون دلاری در فضای بازی طراحی شده و ارتباط و هارمونی مناسبی که با ترنها ، مسافرین برون شهری و خطوط ترن زیرزمینی دارد مشابهت زیادی به سایت این مرکز تجارتی داده است . از طرف دیگر در سال 2004 ، میلیونها نفر از هارمونی خلق شده در المپیک بازیهای تابستانی در آتن به خاطر طراحی جامع و زیبای کالاتراوا ، و به خاطر طراحی تماشایی استادیوم المپیک و مجموعه آن، وی را تحسین کردند. از جمله کارهای اخیر برجسته کالاتراوا طرح توسعه موزه هنری میلواکه که از سال 2001 کار ساخت آن آغاز شده است می باشد که این نخستین ساختمان وی در آمریکا است.

همچنین فرودگاه سوندیکا و بیلبو در سال 2000 و پل جیمز در دوبلین در سال 2003 و تالار کنفرانس تنریفه در سانتاکروز و جزیره قناری در سال 2003 و چندین پل زیبای دیگر در نقاط مختلف جهان .

آخرین ساخته کالاتراوا ساختمان هنرها و علوم در شهر والنسیا می باشد . همچنین وی در حال حاضر مشغول طراحی مرکز سمفونی آتلانتا می باشد.

او دو بار در سال 2004 و در سال 2002 کاندیدای دریافت جوایز AIA شده بود و در باره معرفی وی آقای ادوارد کورت مدیر برگذاری FAIA نوشت (( سانتیگو کالاتراوا تجلی مجسمی از درک مهندسی در زمینه معماری است و اینکه کارهایش مشابه موسیقی به موزونی ای همچون یک ارکستر می باشد . معماری او محظوظ کننده و الهام دهنده معانی جدیدی است که هر زمان پس از دیدار به ما نشان می دهد . )). همچنین کمیته نوشت (( کار سانتیگو کالاتراوا جستجوی ماهیت هستی در معماری است .)).

در هر حال معماری وی الهام بخش و بیان کننده انرژی روح انسان و توسعه تخیل بشری است که ما را دلشاد و شگفت زده کرده و کار او که به شکل تندیسی با ساختار دینامیک که نشاندهنده روح انسانی در خلق محیطی برای زندگی ، بازی و کار ماست .

 

ساخت پل ها

 

کالاتروا این بومی اهل والنسیای اسپانیا ،کسی است که با گذشته غنی معماری قرون وسطی ای که به او به ارث رسیده ، در واقع آموزاننده رسمی آن دوران می باشد . او در زمان نوجوانی وقتی که اسپانیا در دیکتاتوری به سر می برد برای آسایش از محدودیت سفر کرد و این مسئله به او اجازه داد که مطالعاتش را در پاریس و سوئیس همچون یک بورسیه ادامه دهد . او فوق لیسانس خود را از والنسیا و دکترا را از ETH زوریخ دریافت کرد .

کالاتراوا نخستین دفتر خود را در زوریخ تاسیس کرد که خیلی زود تحسین همگان را در طراحی پل برانگیخت . او کار خود را با طراحی پل باخ درودا و در سال 1984 برای بازیهای المپیک بارسلونا شروع کرد .

از جمله شاهکارهای او در پل سازی ، پل زیبای آلامیلو در سال 1992 و پل بیلبائو در سال 1997 و پل آلامدا در سال 1995 می باشد . تاسیس دومین دفتر وی در پاریس در سال 1989 همزمان با طراحی ایستگاه فرودگاه لیون بود که در سال 1994 تکمیل و به بهره برداری رسید . همزمان با این کار او عمارت BCE را در تورنتو طراحی کرد . سومین دفتر او در والنسیا در سال 1991 با شروع کار بروی شهرک علم و هنر که یک مجموعه کامل فرهنگی است تاسیس شده است .

 

موزه هنر میلواکه

 

این موزه که در آمریکا واقع شده اولین ساخته این هنرمند در آن کشور می باشد . پس از ساخت این موزه بسیاری از هنرمندان آمریکا طراحی زیبای آن را ستودند و این مسئله خود بازشدن درهای جدیدی به روی هنرمند معمار گشود و در مجلات معماری و طراحی آمریکا مقالات بسیاری در مورد آن نوشته شد. این موزه در بین سالهای 1991 تا 2001 ساخته شده است که در واقع یک مجموعه هنری کامل و بی نظیری می باشد . این موزه دارای عرفه های متنوع که سازه آن متحرک به صورت بادگیر روزنه دار با قابلیت باز و بسته شدن (Brise Soleil )و همچون یک پرنده بزرگ می باشد. برخی نیز آن را تداعی کننده کشتیهای قدیمی می دانند .

از مشخصات جاذب این موزه قابلیت باز و بسته شدن آن است که طلوع و غروب خورشید در طول روز مهیا کننده سایه های زیبا در داخل موزه بوده که به راستی تجسم جذابیتهای شهرنشینی را به ما نشان می دهد . کارشناسان اجرای طرح کالاتراوا را بسیار کمتر از قیمت تمام شده آن می دانستند در صورتیکه هزینه نهایی 120 میلیون دلار شد در حالیکه هزینه اولیه 35 میلیون پیش بینی شده بود یعنی نزدیک به 345 درصد افزایش . به همین دلیل مدیران محلی نتوانستند از عهده هزینه برآیند و مابقی طرح را به فاینانس گذاشتند تا بتواند هزینه ها را پوشش دهد.

ساختمان اصلی موزه به طول 134 متر و با عرض 37 متر که ارتفاع تا سقف 11.3 متر می باشد .

 

مجموعه ورزشی المپیک آتن – یونان

 

این مجموعه زیبا در سال 2004 برای بازیهای المپیک و پارا-المپیک ساخته شده که از کالاتراوا دعوت شد که طرح جامع و معماری آن را ارائه دهد .

وی ورودی زیبا و دلباز بهمراه طراحی منظر فوق العاده بهمراه مجموعه بازار و سالن آمفی تئاتر بصورت بازارچه مانند ( Plazza ) در کنار عناصر کار شده با آب و عناصر تاریخی بصورتی که جوابگوی مسائل حمل و نقل نیز باشد را طراحی نمود .

خلاقیت هنری به همراه رعایت تکنیکهای طراحی از عناصر شاخص کارهای این هنرمند معمار می باشد که می تواند به عنوان سرمشقی برای هنرمندان کشور عزیزمان ایران مطرح شود که الهام از طبیعت ، رعایت نکات علمی ، استفاده از پیشینه تاریخی و در یک کلمه فرهنگ گذشته چگونه توانسته است در خلق آثاری فوق العاده به یک هنرمند در گوشه ای دیگر از گیتی ، نوید بخش و الهام دهنده باشد.
 خوانندگان عزیز در صورت داشتن سئوالات بیشتر یا درصورت نیاز به تصاویر توضیحات ارائه شده با آدرس پست الکترونیکی من تماس حاصل نمایید . از ارائه نظرات و پیشنهادات نیز دریغ نفرمائید.

در نوشته قبلی در مورد ساختمان بال دار صحبت شد، سانتیاگو کالاتراوا طراح و معمار این سازه کم نظیر معرفی شد، فکر کردم بهتر باشه کمی بیشتر از این معمار بدونیم.

سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی 20 سال گذشته ، وی بیش از 65000  اسکیس و طراحی در آرشیوش  جمع آوری کرده است . [   یعنی به طور متوسط روزی 9 شیت طراحی می کرده !! اونم طرح هایی که بدرد آرشیو شدن می خورده !آخر  پشتکار و فعالیت ! ]

کالاتراوا  بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش  منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود 200 اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .

بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .
اسکیسهای اولیه کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی گذارد .

 همچنین کالاتراوا  چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند . شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می یابد.

تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است .

 

 

کالاتراوا خود را یک طراح نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .

 میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند . تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند .

طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و  با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا  خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.

طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و  با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا  خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.


سه شنبه 9 بهمن ماه سال 1386
هوشنگ سیحون

معمار مقبره ها و یادها

مهندس هوشنگ سیحون، معمار و طراح

متولد سال ۱۲۹۹ تهران

فارغ التحصیل دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران

دانش آموخته دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) درمعمارى

رئیس دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران یک دوره

تدریس معمارى در دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران

عضو انجمن شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى «ایکوموس» (وابسته به یونسکو) پیش ازانقلاب

چاپ ۳ کتاب «معمارى سیحون» ، «نگاهى به ایران (نقاشى هاى سیاه قلم) و (نیم قرن آثار معمارى ونقاشى سیحون)»

برگزارى نمایشگاهى مشترک با« پابلوپیکاسو » و « سالوادور دالى» در

«ماساچوست» آمریکا ۱۹۷۲

شهروند افتخارى فرانسه

تهیه فیلمى درباره آرامگاه بوعلى سینا به کارگردانى امیرشمخانى

داراى نمایشگاه دائمى در کلکسیون دانشگاههاى هاروارد، ام آى تى، دانشگاه واشنگتن و برکلى

طراح و اجراى تعدادى از مهم ترین بناهاى یادبودى و صنعتى و شخصى درایران مانند آرامگاه بوعلى سینا (همدان)، مقبره عمرخیام نیشابور، مقبره و موزه نادرشاه (مشهد)، مقبره کمال الملک، بانک سپه تهران و...

محمد شمخانى: تظاهرات معمارى مدرن و معاصر ایران آنقدر پراکنده و پوسته پوسته است که خیلى راحت نمى توان به صورت بندى آن پرداخت و از دوره یا دوره هاى مشخص سخن گفت. با استناد به همین آثار و آفرینه هاى جسته و گریخته و با نیت و درک و دریافتى تاریخى و تقویمى از این خط سیر نامنظم، اما کسانى آمده اند و آن را به ادوارى کوتاه برگردانده اند و تفسیرى از آن ارائه داده اند. به مدد چنین تفاسیرى است که مى توان مهندس» هوشنگ سیحون «را یکى از سرآمدان معمارى معاصر ایران و یکى از هنرمندانى دانست که در دوره اى خاص خوب درخشیده است.

دوره اى را که سیحون درآن به آفرینش بناهاى یادبودى و یادواره اى مى پردازد، مهندس« نادر اردلان »در دانشنامه ایرانیکا، دوران « پیدایش نمادهایى از یک هویت ملى روزافزون» مى نامد و بناهاى خلق شده درآن را که« تصاویر گذشته اى افتخارآمیز مانند آرامگاههاى نوبنیاد یا بازسازى شده دانشمندان، شاعران و قهرمانان ملى » و... به شمار مى آمدند « اغلب کوچک و با طرح هایى هنرمندانه »و اجراهایى خوب برمى شمارد که « گواه تحصیلات طراحان ایرانى در پاریس قبل ازجنگ » جهانى دوم به حساب مى آید.

نخستین اثرى که مهندس سیحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سیناى همدان است که طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصیل در دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) ارائه مى دهد و درمسابقه اى که « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سینا از سوى یونسکو برپا مى کند، جایزه اول را به دست مى آورد. جایزه اى که ساختن مقبره بوعلى سینا بود و ساختمانى که در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پایان رسید. وقتى سال گذشته و در یک گفت وگوى اختصاصى از مهندس سیحون پرسیدم که :  « چطور آن همه عبارت پراکنده ونمادها ونمودهاى تاریخى هم روزگار را دریک ساختار پلى فونیک گنجاندید، که در نهایت از آن یک صداى ارکسترال و هماهنگ به چشم و گوش بیننده برسد؟ » اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها یک آرامگاه یا مقبره نیست، بلکه آرامگاه یا مقبره جزئى ازکل است که یادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شکلى وچه از نظر عددى ، از راه نماد و سمبل، شخصیت بوعلى را بیان کنم. و این موضوع در ایران یا سایر جاها معمول نبوده است. شکى نیست که براى هماهنگ کردن این عناصر ممارست و پیگیرى ومطالعه فراوان لازم است که در موقع خود سعى کرده ام کوتاهى نکنم. پس با یک نوع دانش فراگیر در ترکیب و تلفیق این عناصر کوشش خود را به کار برده ام تا چیزى به دست بیاید که در برابر دید شما است. این را هم بگویم که در تمام کارهایم جزئیات ، هر قدر بى اهمیت ،از ذهن من دور نبوده و به فراموشى سپرده نشده است ».

در این گفت وگوى طولانى که قرار بود در کتابى بیاید مهندس سیحون در پاسخ به پرسشى که از او درباره توصیف چشم انداز کلى آثار نوستالژیک اش مى کنم، چنین مى گوید:« بارها و بارها به هنرجویان خودم که در حقیقت یاران هنرى من هستند گفته ام: ما از دو هزار و پانصد سال پیش تا به امروز پیشکسوتانى داشته ایم که براى ما بى اندازه گرامى و محترمند. رسالت، به ما حکم مى کند که امروز کارهایى را که در عالم معمارى وهنر از هر نوع انجام مى دهیم عمیقاً در جایگاهى باشند که درمقابل این پیشکسوتان خجل و شرمنده نباشیم. بنابراین با تمام وجود وعشق بى پایان دست به کار شویم تابه نتیجه مطلوب برسیم. به این کارها که نام بردید(آرامگاه بوعلى سینا، خیام، کمال الملک، نادرشاه و...) با خاطراتى پر از شور و هیجان نگاه مى کنم و به نظرم مى رسد که چقدر نگفته ها دارم که بایدگفته مى شد و افسوس که نیمه کاره ماند. در پدید آوردن این کارها هدفم ابداً تقلیدگذشته نبوده است، بلکه روح و جان ایران مطرح بوده است که با ابزار امروزى باید شکل مى گرفت وخودنمایى مى کرد.»

او همچنین به این پرسش که « اگر مى خواستید با همان روحیه به معمارى بپردازید و مجبور به ترک ایران نمى شدید، پروژه بعدى تان چه بود وچه مى توانست باشد؟ » چنین پاسخ مى دهد:« در پاسخ این سؤال باید بگویم که موضوع یا پروژه خاصى مورد توجهم نیست. اما آنقدر ایده ها و حجم ها و شکلهاى متعدد در ذهنم مى جوشد و در حرکت است که گفتنى نیست و متأسفم چرا امکان پیاده کردن آنها روى خاک کشورم مقدور نیست. حیف و صدحیف. »

این اواخر و بعد از دو دهه سکوت و سردرگمى، پیشنهادهایى دوباره به مهندس سیحون شد که به ایران بازگردد و به طراحى و اجراى آثار مونومنتال دیگرى بپردازد که او هرگز قبول نکرد و فکر کردن به ایران در غربت را به کلنجار رفتن درخاک کشورش ترجیح داد. یکى از آن پروژه هایى که خود من واسطه پیشنهاد آن به این مهندس ارجمند شدم، پیشنهاد طراحى موزه اى با روحیه ساختمانى آرامگاه بوعلى سینا در همدان بود که پذیرفت و اجراى آن را مشروط به نظارت من بر حسن اجراى طرح کرد، که این بار پیشنهاددهندگان نپذیرفتند و بهانه آوردند!

وقتى از مهندس سیحون پرسیدم که« آیا هنوز خودتان را به لحاظ عاطفى یک شهروند ایرانى مى دانید یا نه؟ و آیا هنوز تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى این کشور برایتان مهم و جالب هست یا نه؟ »او در پاسخ به این آخرین پرسش ام چنین مى گوید:« افتخار مى کنم که ایرانى هستم و افتخار مى کنم که درموقع تولد، ایران عزیز به من این امکان را داده است که پایم را روى خاک مقدسش بگذارم. هیچ گله اى از هیچ کس ندارم و مى دانم بى مهرى ها قطعاً از روى عدم آگاهى نسبت به درون و ضمیر من بوده است.