مطالب معماری
مطالب و عکسهای معماری----------استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

تبلیغات شما در این مکان


تبلیغات شما در این مکان

به روز شده در تاریخ 22/۰۵/۱۳۸۷


آمار وبلاگ


تعداد بازدید دیروز » 2594 نفر

تعداد موضوعات » 20 موضوع

تعداد مطالب » 223 نوشته

تعداد نظرها » 1298 نظر

تعداد لینکهای روزانه » 7 لینک

تعداد لینک دوستان معمار » 60 وبلاگ

تعداد پیوند ها » 11 پیوند

تعداد اعضا در خبرنامه » 265 نفر

تعداد شرکت در نظرسنجی » 590 نفر

تعداد اخبار تصویری » 8 خبر

آرشیو مطالب معماری
آرشیو
موضوع بندی

مطالب معماری در یک نگاه


عناوین آخرین یادداشت ها

رتبه وبلاگ در گوگل



تصاویر ایران و جهان



عضویت در خبر نامه

عضویت در خبر نامه مطالب معماری





Powered by WebGozar


لینکهای مربوطه


سایتهای معماران1

Allies & Morrison
Arata Isozaki -
آراتا ایسوزاکی
Asymptote
Ben Van Berkel -
بن ون برکل
Bolles+Wilson
Christian de Portzamparc
David Chipperfield
Daniel Libeskind -
دانیل لیبسکیند
Eric Owen Moss
Eva Jiricna
Feilden Clegg Bradley
Fuksas -
فوکساس
Future System
Henning Larsen
Ian Ritchie
Jean Nouvel -
ژان نوول
Lab Architecture
Mario Botta -
ماریو بوتا
MBA -
ام بی ای
Michael Sorkin -
مایکل سورکین
Morphosis -
تام می ین - مورفوسیس
Moshe Safdie -
موشه سفدی
MVRDV -
ام وی آر دی وی
Norman Foster -
نورمن فاستر
Peter Eisenman -
پیتر آیزنمن
Rem Koolhaas -
رم کولهاس
Renzo Piano -
رنزو پیانو
Richard Meier -
ریچارد میر
Richard Rogers -
ریچارد راجرز
Rick Mather -
ریک متر
Robert Venturi -
رابرت ونچوری
Ron Arad -
ران آراد
Santiago Calatrava -
سانتیاگو کالاتراوا
Shigeru Ban -
شیگرو بان
Steven Holl -
استیون هال
Tadao Ando -
تادائو آندو
Ten Arquitectos
Terry Farrell -
تری فارل
Toyo Ito -
تویو ایتو
TR Hamzah & Yeang
Ushida Findlay -
یوشیدا فیندلی
Zaha Hadid -
زاها حدید

سایت معماران2
فرشید موسوی
هادی تهرانی
مهرداد یزدانی
فریبرز صحبا
محسن دانشگر
حسین امانت
هما فرجادی
نادر تهرانی
گیسو و مژگان حریری
آرش مظفری


سایت­های معماری1

آرونا
باروید
معماران
آرک­نویز
چاردیواری
خشت و خورشید
معماری منظر ایران
انجمن مهرازی ایران
لینک­باکس تخصصی معماری

سایت­های معماری2

Arcspace
Archnews
Architect&Architecture
Archi-World
Architecture Resource
ArchitectStore
ArchNet
Archpedia
Archinform
Designboom
Pulitzerarts


مجلات معماری1
Elcroquis
Detail
domus
Architectural Record
Architectural Review
ArchitectureToday
Architectureweek
Architectmagazine

مجلات معماری2
معمارنشر - معمار
معماری ایران - ما
آبادی
معماری و فرهنگ
معماری و ساختمان
هنرمعماری
شارستان


مهندسین مشاور معماری
مشاور نقش جهان پارس
مشاور زیستا
مشاور ماندان
مشاور کاردانا
مشاور گسترش فن آوران ساخت
مشاور باروید


مدارس معماری
مدرسه معماری AA
مدرسه معماری هاروارد
مدرسه معماری کوپر یونیون نیویورک
مدرسه تخصصی معماری پاریس



خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387
مفاهیم پایه معماری سازمانی

تعریف‎ ‎معماری :
منظور از "معماری" تعیین ساختار کلی سیستم و ‏روش‌هایی است که این ساختار را قادر‎ ‎به تامین ‏ویژگی‌های کلیدی‎ ‎سیستم می‌نماید.‏
این ویژگی‌ها مربوط به یکی از موارد ‏وظیفه‌مندی،کارآیی، مسایل و محدودیت‌های
‎ ‎اقتصادی، نوع ‏فناوری و یا مصالح مورد ‏استفاده، وضوح طرح، قابلیت ‏استفاده‌ی مجدد،‎ ‎قابلیت تغییر در سیستم‌های بزرگ ‏‏(پویایی)، قابلیت درک و جنبه های هنری است.‏
بنابراین کلمه‌ی معماری علاوه بر وجوه
"ساختاری"، ‏دربردارنده‌ی وجوه "رفتاری" نیز‎ ‎هست.‏

 

معمار کیست؟
معمار صرفا یک طراح سطح بالا نیست، بلکه طراحی است ‏که در بخش‌های مختلف با سیستم‎ ‎درگیر است و در مراحل ‏مختلف یک ‏پروژه، اجزا را به یکدیگر پیوند می‌دهد
معمار در اکثر موارد می‌‌تواند ابداع کننده و مخترع ‏باشد. او تنها یک مدیر پروژه
‎ ‎یا متخصص فنی نیست، ‏بلکه بیشترین نقش را در ‏برقراری ارتباط ایفا می‌نماید. ‏یک‎ ‎معمار متبحر طرح خود را با توجه به آینده و ‏تغییرات احتمالی تهیه و ارایه‎ ‎می‌نماید، هرچند که ‏زندگی ‏یک معمار به طور معمول دنباله‌ای طولانی از تصمیمات‎ ‎‏نیمه بهینه است که عمدتا در فضایی تاریک و روشن اتخاذ ‏شده‌اند.‏

 

توصیف معماری اطلاعات:
مفهوم "معماری اطلاعات" قابل قیاس با مفهوم "معماری ‏ساختمان" است. نقشه‌‌های ساختمان شامل برداشت‌‌های ‏اولیه‌‌ای در مورد الکتریسیته، لوله‌‌کشی، کابل‌‌کشی، ‏ورودی‌‌ها، خروجی‌‌ها، پله‌‌ها و آسانسورهاست. به علاوه، ‏نقشه‌‌ها دیدگاه‌‌هایی را در مورد طراحی کلی ساختمان ‏شامل ساخت از جمله تعداد طبقات، دیوارهای درونی و ‏بیرونی و کیفیت پشت بام ارایه می‌‌نماید. همچنین نقشه‌‌های ‏دیگری که در سطح پایین‌‌تر نشان دهنده‌‌ی چیدمان تجهیزات ‏به کار رفته و ساخت مواد موردنیاز است، این معماری ‏را تکمیل می‌‌کند.‏
ارایه‌‌ی یک معماری خوب از ساختمان به همراه طرحی است ‏که با در نظر گرفتن وضعیت آینده باشد. به گونه‌‌ای که ‏تغییرات بتواند به خوبی در آن انجام گیرد، اما در عین ‏حال ساختاری پایدار را فراهم آورد، به شکلی که ‏جزییات درگیرشده بدون ایجاد خرابی در ساختمان و یا ‏آغاز دوباره‌‌ی آن قابل اصلاح باشند. ‏
معماری اطلاعات نیز از اصول مشابه در معماری ‏ساختمان استفاده می‌‌کند تا بنیان درستی را برای ‏تصمیم‌‌گیری درباره‌‌ی سبک کلی موردنظر، نحوه‌‌ی کاربرد ‏محاسبات و فناوری در هدایت عملیات، اعم از تجاری یا ‏دولتی فراهم سازد. زیرمعماری‌‌های تولیدشده در هنگام ‏ایجاد طرح معماری اطلاعات دقیقا شبیه به همان نقشه‌‌های ‏معماری ساختمان هستند. آنها نشان دهنده‌‌ی راه‌‌هایی ‏هستند که اطلاعات و فناوری به منظور تمرکز سیستم‌ها و ‏قابلیت‌‌های آنها بر حمایت از نیازهای مشتریان درحال ‏حاضر و آینده با یک شیوه‌‌ی کارآمد و موثر می‌‌توانند ‏مورد استفاده قرار گیرند.‏
اگرچه باید توجه داشت که یک معماری اطلاعات، تنها ‏یک مجموعه از مستندات نیست. زیرا که مقاصد، اهداف و ‏ماموریت‌‌ها دایما در حال تغییر هستند. درنتیجه، ‏هنگامی که معماری اطلاعات تهیه شود، یا حتی زمانی که ‏بخشی از
‎ ‎آن‎ ‎تکمیل شد، هر مولفه ای ممکن است درصورت ‏نیاز تغییر نماید. در این تلاش، مهم فعالیت مستندسازی ‏و به روز نگهداری تغییرات از یک طرح معماری اطلاعات، ‏یک خواست ویژه و گام موثر در حفظ دستاوردهای‎ ‎آن‎ ‎تلقی ‏می‌‌گردد.‏

به نقل از :مقاله فراروش معماری اطلاعات

 

تعریف معماری سازمانی :
معماری سازمانی ‏EA)‏) یک بیان کامل از سازمان‎ ‎است: یک برنامه کلان که تحت عنوان " نیروی ‏مشارکت" بین جنبه های برنامه ‏ریزی حرفه‎ ‎مانند اهداف، دیدها، راهبردها و اصول حاکمیت؛ جنبه ‏های عملکردهای حرفه مانند ترم‎ ‎های حرفه، ساختارهای ‏سازمان، وظایف، فعالیتها و اطلاعات؛ جنبه ‏های اتوماسیون مانند‎ ‎سیستم های اطلاعاتی و پایگاههای داده؛ و فعال کردن زیر ساخت ‏فناوری فعال ‏حرفه‎ ‎مانند کامپیوترها، سیستم های عملیاتی و شبکه ها، عمل می کند.‏
در یک سازمان مدرن وسیع، وجود چارچوب معماری سازمانی که با دقت تعریف شده، ضروری
‎ ‎‏است تا بتوانیم دید کلی از " سازمان کامل " را با تمام ابعاد و پیچیدگی هایش بدست‎ ‎آوریم.‏
امروزه تعاریف متعددی از معماری سازمانی موجود است. تعریف معماری سازمانی که تو سط
" Open Group" ارائه شده از ‏این قرار است:
" معماری‎ ‎سازمانی عبارت است از شناخت تمام‎ ‎عناصری است که‎ ‎‏سازمان‎ ‎را تشکیل می دهند و بیانگر نحوه ارتباط عناصر ‏مذکور با یکدیگر می باشد."

 

تعریف عناصر :
منظور از عناصر همه اجزایی است که حوزه، مردم،‎ ‎فرآیندها، حرفه و فناوری را ‏در بر می گیرند. در این حالت مثالهایی از ‏عناصر از این‎ ‎قرارند: راهبردها، پیشرانه های حرفه، ‏اصول، ذینفع ها، واحدها، مکان ها، بودجه ها،‎ ‎حوزه ها، توابع، وظایف، ‏فعالیتها، خدمات، اطلاعات، ‏ارتباطات، برنامه های کاربردی،‎ ‎سیستم ها، زیر ساختها و غیره.....‏

 

تعریف سازمان :
‏ به‏‎ ‎هر گونه اجتماعی از ساختار ها که‎ ‎مجموعه مشترکی از اهداف / اصول داشته باشند می توان سازمان اطلاق نمود. در این‎ ‎حالت، یک سازمان می تواند یک شرکت کامل و یا بخشی از شرکت باشد، سازمان دولتی،‎ ‎اداره منفرد، یا یک شبکه از سازمانها با ‏فواصل جغرافیایی باشد که ‏توسط اهداف‎ ‎مشترکی به هم پیوند خورده اند. ‏

معماری سازمانی، ‏‏ مکانیزمی را برای‏ ارتباطات بین عناصر ضروری و عملکرد‎ ‎‏سازمان ایجاد می کند. در‎ ‎نتیجه اطلاعات ‏متمرکز، قابل اطمینان و هماهنگ‎ ‎درباره محیط سازمان ‏بدست می آید. اطلاعات جامع و با کیفیتی که برنامه معماری‎ ‎سازمانی ‏فراهم می کند، پاسخ به تغییرات و در نتیجه تصمیم گیری را برای سازمان تسهیل‏‎ ‎می نماید و در نهایت، به دلیل این‏که معماری ‏سازمانی به‏ سازمانها امکان نسخه‏‎ ‎برداری دقیق از اطلاعات و دقت در صحت اطلاعات را میدهد، مدیران قادرند نرح بازگشت اطلاعات‎ ‎سازمانی را بهبود بخشیده و منبع مطمئنی برای نگهداری‎ ‎اطلاعات ایجاد نمایند. تمرکز بروی ‏EA‏ ، تمرکز ارزش افزوده بروی ‏‏حرفه در ترم های ‏ROI‏ ( بازگشت به‎ ‎اطلاعات ) و همزمان با آن وبه صورت موازی بروی ‏فناوری برای کاهش پیچیدگی و هزینه‎ ‎ها ست.‏‎ ‎

 

http://www.enterprise-architecture.info/: به نقل از

 

چارچوب:‏
از دیدگاه معماری چارچوب ابزاری برای اندیشیدن سازماندهی شده می باشد. این ابزار برای معماری سازمانی ‏عبارت است از یک ساختار منطقی برای دسته بندی و ساماندهی مدل های توصیفی که برای مدیریت سازمان و ‏به همان میزان برای توسعه سیستم های سازمانی دارای اهمیت هستند.‏

به نقل از : Inmon, W., J. A. Zachman, J. G. Geiger. Data stores, data warehousing
and the Zachman framework, Managing enterprise knowledge. McGraw-Hill.
1997.

 

سازمان گسترده:‏
عبارتست از سازمانی که دارای محدوده کاری متنوع و توزیع شده باشد و تحقق رسالت از پیش تعریف شده ای را ‏دنبال نماید. در این صورت سازمان گسترده شامل منابع متعدد نظیر نیروی انسانی، سازمان های مرتبط و فناوری ‏است که می باید عملکرد آنها را هماهنگ کند و اطلاعات مشترک جهت تحقق رسالت های مشترک نشر دهد.

http://www.enterprise-architecture.info/: به نقل از

 

معماری سامانه‌ها :‏
هم‌بندی مؤلفه‌های سامانه‌ای (درون و برون سامانه‏ای) .

به نقل از : مقاله برنامه ریزی و مدیریت راهبردی ‏فناوری اطلاعات با استفاده از ‏ فناوری معماری اطلاعات ‏‏

 

معماری فناوری اطلاعات:‏
یک چارچوب یک‌پارچه برای ارتقا یا نگه‌داری فناوری موجود و کسب فناوری‏های اطلاعاتی جدید برای نیل به ‏اهداف راه‌بردی سازمان و مدیریت منابع آن (قانون کلینگر-کوهن)‏

به نقل از: Office of Managmenet and Budget. Clinger-Cohen Act. USA. 1996.

 

معماری مبنا:‏
‏ مجموعه ای از محصولات است که وضع موجود فناوری اطلاعات در سازمان گسترده را توصیف می کند ، ‏همچنین فرایند های کارهای جاری و بستر فنی سازمان را ثبت می نماید. از اینرو به معماری مبنا "آنچنان که ‏هست" نیز می گویند.

 

معماری مرجع:
هر موضوعی برای خود مدل مرجع دارد. معماری مرجع مبتنی بر مدل مرجع است. اگر مدل مرجع را به ‏مولفه‌های نرم‌افزاری نگاشت نماییم بگونه‌ای که گردش اطلاعات بین این مولفه‌ها را بتوان نشان داد معماری ‏مرجع بوجود آورده‌ایم. طبیعتاً این مولفه‌های نرم‌افزاری عامل پیاده‌سازی وظیفه‌مندی تعریف شده در مدل مرجع ‏می‌باشند. به بیان دیگر در مدل مرجع مولفه‌های مورد نیاز و تعریف آنها مشخص گردیده است. همچنین وظیفه ‏این مولفه‌ها و ارتباط آنها تعیین گردیده است. در صورتیکه بتوان یک نگاشت نرم‌افزاری میان این مولفه‌ها و ‏مولفه‌های نرم‌افزاری برقرار نمود یا به عبارت دیگر برای این مولفه‌ها نرم‌افزار طراحی کرد و ارتباط میان این ‏مولفه‌ها و مولفه‌های نرم‌افزاری را تعیین نمود آنگاه به یک معماری مرجع دست خواهیم یافت.‏
بنابراین نقش مدل مرجع تقسیم وظیفه‌مندی‌ها و شناسائی مولفه‌هایی با وظایف مشخص می‌باشد، در حالی که ‏نقش معماری مرجع انطباق این مولفه‌ها با بخش‌های نرم‌افزاری و برقراری نگاشتی مابین آنها است. این نگاشت ‏الزاماً یک به یک نیست. بنابراین می‌توان گفت معماری مرجع ابزاری است که در اختیار فراهم‌کنندگان راهکار ‏می‌تواند قرار داشته باشد تا بتوانند با کمک و بکارگیری آن برای هر صورت مسئله مشابه‌ای در حوزه معماری ‏مرجع راهکاری مناسب با آن ارائه نمایند.‏

 

معماری مطلوب :
مجموعه ای از محصولات است که وضع نهایی فناوری اطلاعات در سازمان گسترده را ترسیم می کند. از اینرو به ‏معماری مطلوب " آنچنان که باید باشد" نیز می گویند.‏
 

 به نقل از: کتاب برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات و ارتباطات نوشته دکتر علیرضا علی احمدی، مهدی ابراهیمی و حجت سایمانی ملکان


چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386
معماری،رنگ و بی رنگی یک سفر
آذر محمد پناه
معماری،رنگ و بی رنگی یک سفر، هنر و آفرینش هنری، رنگ بی رنگی از لذت بودن است، لذتی چون تجربه شهود خویشتن در آینه مجالی که زیستن اش نام نهاده اند؛ و بر مدار این بودن، معماری همره آشنای لحظه های سرشار از ادراک و علاقه، هنر و فراتر از یک حرفه ، به سفری می ماند که از ناکجایی به ناکجای دیگر می رود، از ازدحام بسیار های متکثر به عرصه خلوت آنجا که داشتن، نداشتن، رنگ و بی رنگ نمی داند؛ چون بودن، چون نبودن. و این سفر به اقتضای ذاتش و به اقتضای انسانی بودنش ، حتی بسی فراتر از آن به اقتضای هنر، نه یک انزوا و نه فاصله ، که ضیافتی است از واژه و مخاطب، فراز و فرود، صدا و بی صدایی، یک ارتباط. و این است که بی تابی شورانگیز روح معمار برای آفرینش ،تار و پود هستی اش را به رعشه ای لطیف وا می دارد، همچنانکه بیان می کند ؛ مخاطب داستان های هزار و یک شب روح مهاجر خویش را بیابد.زندگی و بودن آدمی بر این عرصه ی پر رنگ و ملال خاک ،صورتی جز سکونت نداشته است و معماری آن کنایه ی ملیحی است که این تجربه را گرد "بودن" انسان می تند؛.  و اینگونه است که برای یک معمار مرزهای زندگی و حرفه و هنر و علاقه و دغدغه های امروز و فردا از میان برداشته می شود و او در مقام یک هنرمند می کوشد تا هنرش ترجمان دل مشغولی ها و یافته ها و نا یافته هایش باشد، هنری که زنده است و زندگی می بخشد و جاری است و می بالد و می بالاند، این بالندگی و پویایی به لایه های هستی و زندگی اجتماعی هنرمند تنیده شده است و برای معماری به عنوان هنری که عرصه تجلی و پویندگی اش جامعه و مخاطبش، معنایش ذهن و زندگی مردمان جامعه است، دغدغه این ارتباط و تنیدگی پررنگ تر و اساسی تر است. آن چنان که فضا به معنای جوهره اساسی تمام هنرها و نه صرفا معماری، بدون لذت تجربه مخاطب، گنگ و خالی از معنا می نماید. این است که هنرمند معمار... باید بسیار بداند و بسیار بپوید...در مسیر دانستن و بیشتر دانستن، تدوین و بازنمایی دانسته ها تلاشی است برای اعتماد روزافزون به خویشتن ها و دانستن ها، هر چند زبان آشنای معمار و مخاطبش جز تراوش معمارانه، در کالبد اثر معماری نمی تواند باشد، اما اعتماد داریم که یک ارتباط کامل، مستلزم توجه به ریشه ها و تقویت فضای مشترک ذهنی و البته سلیس تر و ناب تر نمودن این زبان ظریف ارتباطی است وگرنه سرنوشت اثر هنری جز میرایی و سرنوشت تجربه مخاطبان جز بیگانگی و دلزدگی رقم نخواهد خورد.در میان تمام دغدغه های معماری امروز، هنوز به تقویت فضای مشترک ذهن هنرمند و مخاطب  و ارتباط معماران با خویش و بستر جامعه می اندیشیم و تلاشمان بر این است که در مقیاس توانمان به ساحت پیشبرد این اندیشه احترام بگذاریم؛ اندیشه ی  معماریی که مجالمان دهد تا معمار باشیم ومعمارانه بیاندیشیم؛ لذت آموختن و آفریدن...سرشار از روشنی و امید .

چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386
معماری معنا و مکان

  محمدرضا کاشانی

قرن حاضر در اغلب نقاط دنیا رشد و تغییرات بی سابقه ای را در معارف بشری و استاندارد سازی زندگی بشر شاهد بوده است.به جای اینکه این تحولات ، امکانات غنی در تعیین هویت به ما ارزانی دارد و به محیط اجتماعی با معنایی مبدل شود ، منتج به آثار جنبی غیر قابل پیش بینی و ناخوشایندی در کیفیات زندگی شده است.
طی دهه های گذشته ، محیط زیست ما نه تنها دستخوش آلودگی و گسترش بی رویه شهری بوده است ، بلکه با وجود بشریمان صرفآ به عنوان ماده ی انسانی رفتار شده است.کیفیاتی را هم که به بشر حس وابستگی و مشارکت می داده از دست داده است.امروز شاهد آنیم ، اندیشه مدرن تنها انفعال و نارضایتی را پدید آورده است و جهان را در چهار چوب شبه علمی منجمد ساخته است.
اریک فرم می گوید: انسان معاصر بیشتر اوقات فراغتش را به صورت انفعالی سپری می کند ، جوانان با استعداد و بی ریا ما ، اغلب ناامید و بی اعتقاد شده اند که این از ویژگی های عصر ماست.نسلی که در آن اشتیاق و تعهد جای خود را به تمسخر و اعتراض بخشیده است، او مصرف کننده ابدی است.او نوشیدنیها ، غذاها ، سیگارها ، مقاله ها ، بینش ها ، کتاب ها و فیلم ها را مصرف می کند.همه چیز دریده و بلعیده می شوند.جهان به ابژه ای بزرگ از امیال او مبدل شده است ، که پیوسته آن را تغذیه می کند.
در نهایت ، رهیافت " علمی " ، جهان را به یک سری از " منابع " و انسان را به مجموعه پیچیده ای از " نیازها " بدل می کند.
دلایل آن روشن است , در حال حاضر طراحی محیط و توانایی فنی ( و اغلب اشتیاق فنی ) برای ساختن بناها ، محله ها و شهر ها ، از راههای مختلف و بدون توجه به شناخت و توجه به هنجار انسان ، منتج به انگیزش رفتار ناهنجار در فضای کمی تولید شده ، می شود.
هنر مدرن،در حقیقت،اغلب به نمایش صرف ابزارها بدل شده است.این جنبش پدیده ی مکان را با جدایی میان اندیشه و احساس به دست فراموشی سپرد.معماری مدرن به مثابه طراحی زندگی در نظر داشت برای تقاضای معنا پاسخی ارائه دهد،اما شکست خورد و دلیلش این بود که فهم مناسبی از زیست-جهان نداشت و کما بیش دوباره به سوی کمیت و فرمالیسم بازگشت.
به واقع چنین موقعیت ویرانگری ناشی از بد فهمی های بنیادینی ، چون معنا کردن آزادی است.اگر آزادی معنایی دارد ، باید به معنا کردن در انتخاب بین کیفیت باشد ، آزادی در هر جامعه محدودیت های خویش را دارد.اما در عوض ، ما همواره آزادی را بیشتر به معنای رهایی از فرم قلمداد کرده ایم.انسان مدرن به تمامی فرم ها به عنوان تهدید و مانع توجه دارد.این فرمها ممکن است تعامل انسانی ، لباس پوشیدن ، زبان ، هنر یا مذهب باشد.از این رو احساسات او نه به صورت فرم و نمادهای مشترک ، بلکه به شکل ظغیان های فردی و نا مفهوم ظاهر می شود.
بیایید،برای فهم معنای بحران های انسانی و زیست محیطی،آنها را دقیق تر بررسی نماییم.در گذشته زندگی بشر صمیمانه با چیزها و مکان ها پیوند داشت.تقریبآ هر چیزی آوندی بود که آنها چیزی انسانی را به راحتی در آن می یافتند.
بنابراین،در گذشته،جهان همچون تمامیتی کیفی،که بشر خود به بخشی از آن شکل می داد،دست یافتنی بود.
اما امروزه،ما فقط با کمیت ها در ارتباطیم.از کودکی یاد می گیریم که اندازه گذاری و دسته بندی کنیم.نوعی ادراک انتزاعی سیطره یافته که عمومآ به عنوان⣭ادراک " علمی " شناخته است.
لذا ، ما صرفآ حقیقت علمی را می پذیریم.این حقیقت ممکن است با ارزشهای وجودی ما در تضاد باشد و شرایطی را پدید آورد که ما در آن ، برای تسلط بر امور چندان رشد نکنیم.به این اعتبار ، ما بخشی از فرهنگ را به عنوان کل آن می پذیریم.
بدینسان اندیشه به تنهایی دنیای بی معنایی را پدید می آورد و وجود از معنا تهی می شود ، انسان مدرن بی عالم می شود ؛ از این رو هویت ، ادراک اجتماعی و مشارکتش را از دست می دهد ، چرا که تعلقی به یک تمامیت با معنا ندارد.
پس باید به اندیشه روح بخشید و زندگی ، خود ، تنها منبع الهام حقیقی است.
از این رو معماری به مثابه فعالیتی ترکیبی می بایست خود را با شکل زندگی به عنوان تمامیتی معنادار تطبیق دهد،لذا بیان هنری،در جایی که قلمروی اندیشه و احساس یکی می شوند،رشد و توسعه می یابد و معماری به مثابه اثری هنری،واقعیت ها یا ارزش های برتری را متعین و بیانی بصری از ایده ها به دست می دهد.ایده هایی که چیزی را برای بشر معنادار می کنند،چرا که به واقعیت سامان می بخشد.لذا معماری به خلق مکان های با معنا می پردازد.
مکان به واسطه زمین که بر آن می ایستیم ، آسمان که بر فرازمان واقع گشته و افق که دیده مان را محدود می کند،مشخص می گردد.لذا مفاد مکان با برگفتن مرزهای فضایی چون زمین ، آسمان ، افق ،تجسم مشخصه های یک نظام فضایی توسط چگونگی بودن آن در میان زمین و آسمان تعیین و از نشانه هایی بهره می برد که با واژه ها و عبارت در زبان گفتاری قابل قیاس اند.
واژه ی ایستادن اشاره بر ارتباط با زمین دارد،قیام کردن با ارتباط با آسمان دلالت می کند و گسترش یافتن اشاره به ارتباط با افق و بسته و باز به رابطه ای میان درون و برون توجه دارد.
در صورتی که تاکید بر جهت عمودی به معنی آزادسازی آن است،خطوط و فرم های عموی رابطه ای جاری با آسمان و آرزویی برای رسیدن به نور را بیان می کنند،عمود گرایی و اشتیاق مذهبی در واقع همواره همراهند.پس در فضا زمین و آسمان یکدیگر را ملاقات می کنند و معانی فضای زیست-جهان در این ملاقات تجسم می یابند.
بنابراین معماری معتبر و با معنا مبتنی بر ترکیب نشانه ها ی مدون یا کهن الگوها نیست،بلکه عبارت از آشکار ساختن فضامندی زیست-جهان است.این آشکار سازی اشاره بر این دارد که آثار،در عین کهنگی جدیدند.
بنابراین ، امروز هدف اصلی بازگرداندن بعد شاعرانه زندگی به جوانان است ، یعنی گشودن مجدد قلمروهای اندازه ناپذیر ؛که این امر مستلزم پیروزی به انتزاع مهلک و غالب فعلی است.به واقع،زندگی صرفآ متشکل از کمیت ها و اعداد نیست بلکه زندگی شامل چیزهای ملموسی ، چون انسانها ، گل ها ، درختان ، حیوانات ، زمین ، آب ، شهرها ، کوچه ها ، خانه ها ، روز و شب ، ماه و ستارگان و خورشید به مثابه نوری است پایدار و آرامش بخش که هستی را در بر می گیرد.نوشتن همچون راه رفتن ، فهمیدن ، خوردن ، عبادت کردن ، اندیشیدن و دوست داشتن.


پی نوشت :

معماری معنا م مکان ، نوشته کریستیان نوربرگ-شولتز ، ترجمه ویدا نوروز برزجانی

مفهوم سکونت ، کریستان نوربری-شولتز ، ترجمه محمود امیر یار احمدی


دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
اسکیس۲
همانگونه که جهت ارایه یک متن ادبی از قلم و سخن استفاده می کنیم و ارایه خوب آن بر حسب اینکه چگونه از کلمات بهره بگیریم و فکر را در قالب آن جایی دهیم مشخص خواهد شد . در معماری نیز وسیله ارایه ترسیم وطراحی می باشد که بر حسب مهارتمان در نوع ترسیم می توانیم محتوی و مفاهیم فکری معمارانه را در قالب یک طرح معماری به بیننده منتقل کنیم . مسلم است که هر چه نحوه ارایه بهتر و قویتر باشد یعنی مفهوم و خواسته مان را بهتر معرفی و ارایه نماییم بیننده و سفارش دهنده راغب تر خواهد شد و اگر موضوعی به صورت مسابقه در بین عدخایی از معماران برگزار شود و ضوابط درست در انتخواب آن به کار رود معمولا هییت قضاوت کننده به آن توجه بیشتری خواهند کرد که کار را با ارایه معمارانه و کیفیتی بهتر و جذابیت  خاص آن عرضه کرده باشد فلسفه اسکیس در معماری و برگزاری برنامه آموزشی برای آن بر اساس همین نگرش می باشد . چون اگر یک معمار خوب و درست فکر کند و قادر نباشد افکارش را به نحو شایسته و صحیح منتقل نماید در اجتماع حرفه ایی موفق نخواهد بود .

اصول اولیه اسکیس در