مطالب معماری
مطالب و عکسهای معماری----------استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

تبلیغات شما در این مکان


تبلیغات شما در این مکان

به روز شده در تاریخ 22/۰۵/۱۳۸۷


آمار وبلاگ


تعداد بازدید دیروز » 2594 نفر

تعداد موضوعات » 20 موضوع

تعداد مطالب » 223 نوشته

تعداد نظرها » 1298 نظر

تعداد لینکهای روزانه » 7 لینک

تعداد لینک دوستان معمار » 60 وبلاگ

تعداد پیوند ها » 11 پیوند

تعداد اعضا در خبرنامه » 265 نفر

تعداد شرکت در نظرسنجی » 590 نفر

تعداد اخبار تصویری » 8 خبر

آرشیو مطالب معماری
آرشیو
موضوع بندی

مطالب معماری در یک نگاه


عناوین آخرین یادداشت ها

رتبه وبلاگ در گوگل



تصاویر ایران و جهان



عضویت در خبر نامه

عضویت در خبر نامه مطالب معماری





Powered by WebGozar


لینکهای مربوطه


سایتهای معماران1

Allies & Morrison
Arata Isozaki -
آراتا ایسوزاکی
Asymptote
Ben Van Berkel -
بن ون برکل
Bolles+Wilson
Christian de Portzamparc
David Chipperfield
Daniel Libeskind -
دانیل لیبسکیند
Eric Owen Moss
Eva Jiricna
Feilden Clegg Bradley
Fuksas -
فوکساس
Future System
Henning Larsen
Ian Ritchie
Jean Nouvel -
ژان نوول
Lab Architecture
Mario Botta -
ماریو بوتا
MBA -
ام بی ای
Michael Sorkin -
مایکل سورکین
Morphosis -
تام می ین - مورفوسیس
Moshe Safdie -
موشه سفدی
MVRDV -
ام وی آر دی وی
Norman Foster -
نورمن فاستر
Peter Eisenman -
پیتر آیزنمن
Rem Koolhaas -
رم کولهاس
Renzo Piano -
رنزو پیانو
Richard Meier -
ریچارد میر
Richard Rogers -
ریچارد راجرز
Rick Mather -
ریک متر
Robert Venturi -
رابرت ونچوری
Ron Arad -
ران آراد
Santiago Calatrava -
سانتیاگو کالاتراوا
Shigeru Ban -
شیگرو بان
Steven Holl -
استیون هال
Tadao Ando -
تادائو آندو
Ten Arquitectos
Terry Farrell -
تری فارل
Toyo Ito -
تویو ایتو
TR Hamzah & Yeang
Ushida Findlay -
یوشیدا فیندلی
Zaha Hadid -
زاها حدید

سایت معماران2
فرشید موسوی
هادی تهرانی
مهرداد یزدانی
فریبرز صحبا
محسن دانشگر
حسین امانت
هما فرجادی
نادر تهرانی
گیسو و مژگان حریری
آرش مظفری


سایت­های معماری1

آرونا
باروید
معماران
آرک­نویز
چاردیواری
خشت و خورشید
معماری منظر ایران
انجمن مهرازی ایران
لینک­باکس تخصصی معماری

سایت­های معماری2

Arcspace
Archnews
Architect&Architecture
Archi-World
Architecture Resource
ArchitectStore
ArchNet
Archpedia
Archinform
Designboom
Pulitzerarts


مجلات معماری1
Elcroquis
Detail
domus
Architectural Record
Architectural Review
ArchitectureToday
Architectureweek
Architectmagazine

مجلات معماری2
معمارنشر - معمار
معماری ایران - ما
آبادی
معماری و فرهنگ
معماری و ساختمان
هنرمعماری
شارستان


مهندسین مشاور معماری
مشاور نقش جهان پارس
مشاور زیستا
مشاور ماندان
مشاور کاردانا
مشاور گسترش فن آوران ساخت
مشاور باروید


مدارس معماری
مدرسه معماری AA
مدرسه معماری هاروارد
مدرسه معماری کوپر یونیون نیویورک
مدرسه تخصصی معماری پاریس



مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 20 اسفند ماه سال 1386
بنیان های نقد معماری

 حسین سلطان زاده

تا چند دهه پیش در بسیاری از زمینه های تخصصی از جمله در زمینه معماری نیروهای متخصص به اندازه مورد نیاز در کشور وجود نداشت و در برخی از رشته ها و بعضی از زمینه های تخصصی، ضرورتا نیروهای متخصص از کشورهای دیگر به ایران می آمدند، اما اینک کم و بیش از جهت تربیت نیروی انسانی نه تنها در بیشتر زمینه ها کمبودی وجود ندارد، بلکه در برخی از عرصه ها با مازاد نیروی انسانی متخصص نیز مواجه هستیم، چنانکه امکان صدور نیروی کار متخصص نیز پدید آمده است.
در شرایط موجود همزمان باید در چند زمینه تلاش شود. نخست لازم است برنامه ریزی مناسبی جهت اشتغال فارغ التحصیلان صورت پذیرد و نیازهای موجود و آتی جامعه به دقت بررسی شود و در هر زمینه متناسب با نیازها و امکانات به تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام شود، زیرا فقدان کار مناسب برای فارغ التحصیلان علاوه بر بروز مشکلات و مسایل اجتماعی متعدد، موجب دلسردی دانشجویان نیز می شود و بسیاری از آنان با پشتکار و دلگرمی به تحصیل نخواهند پرداخت و در نتیجه کیفیت آموزش افت می کند. یکی از اقدامات لازم در شرایط موجود و پس از بررسی دقیق وضع موجود و آتی نیروهای متخصص، شناسایی عرصه های جدید علمی و تخصصی است که امکان تامین نیازهای جامعه به عالی ترین صورت ممکن در آن انجام شود.
نکته دیگری که از اهمیتی اساسی برخوردار است، کیفیت آموزش و تعلیم معماری است. با وجود آنکه اینک معماران گرانمایه ای در کشور حضور دارند و آثار ارزشمندی نیز خلق می شود و در مواردی در عرصه های بین المللی نیز خوشبختانه معماران ایرانی موفقیت هایی به دست آورده اند، اما شرایط کلی موجود هنوز به نحو مطلوب پاسخگوی نیازها، خواسته ها و انتظار های جامعه معماران و دانشجویان کشور نیست و چه در زمینه آموزش و چه در عرصه مسابقات و نیز در مورد نقد معماری ضرورت بازنگری برنامه ها وجود دارد.
شاید یکی از عوامل عدم تحرک کافی مربوط به روحیه محافظه کارانه جامعه حرفه ای است که نقش مهمی در پرهیز از نوآوری، ابداع و نقد خلاقانه معماری دارد. غلبه روابط بر ضوابط در برخی از موارد در زمینه ارایه و انجام طرح ها و اجرای مجموعه ها و بناها، و همچنین بافت سنتی حاکم بر روابط حرفه ای در عدم تحرک کافی فضای معماری کشور بی تأثیر نیست و با وجود اینکه در چند دهه اخیر همایش ها، مجموعه مقالات، گزارش ها و بررسی های فراوانی در زمینه آموزش معماری صورت گرفته، اما گویی فاصله میان اندیشه، گفتار و کردار ما چنان زیاد است که به سادگی امکان پدید آوردن تحولات اساسی در آموزش و حرفه معماری میسر نیست، به ویژه آنکه به نظر می رسد در شرایط موجود غالبا بسیاری از مراکز، سازمان ها یا نهاد های آموزشی، اداری یا اجرایی مربوط به معماری بطور نسبتا مستقل، برنامه ها و کارهای خود را انجام می دهند، بدون اینکه به صورتی مناسب، لازم بدانند که ضرورتی برای هماهنگی با دیگر مراکز و سازمان ها وجود دارد. برای نمونه می توان به چهار مرکز مهم آموزش معماری و شهرسازی دانشگاه تهران با بیش از 65سال سابقه، دانشگاه شهید بهشتی با چهار دهه، دانشگاه علم و صنعت با سه دهه و دانشگاه آزاد اسلامی با بیش از 15 سال سابقه اشاره کرد که تاکنون ارتباط، تبادل و همکاری مناسب و شایسته ای در زمینه های آموزشی و پژوهشی با یکدیگر نداشته اند و از تجربیات یکدیگر چندان استفاده نکرده اند. طبیعی است هنگامی که مراکز علمی در یک شهر با یکدیگر همکاری متقابل ندارند، نمی توان انتظار داشت که مراکز و سازمان های اداری -اجرایی با یکدیگر یا با دانشگاه ها همکاری های قابل توجه، سودمند و ارزنده ای داشته باشند.
ناهماهنگی مراکز آموزشی و نبود نوعی مرکز یا مراکز علمی معماری که از صلاحیت کافی و لازم برای توسعه معماری برخوردار باشند، موجب شده است که در مواردی برخی سازمان ها یا مراکز به خود اجازه دهند براساس معیارهایی که براساس نظر چند نفر تدوین کرده اند، معماران را طبقه بندی کنند.
انگیزه ها و عوامل اقتصادی نیز در مواردی بر پیچیدگی و دشواری موضوع افزوده است، زیرا از یک سو رقابت و کنش های اقتصادی میان معماران و مسایل ناشی از آن و از سوی دیگر ارتباط بین مردم و معماران را مشکل ساز کرده است.
به نظر نمی رسد در شرایط موجود راه حل کوتاه مدت و مناسبی وجود داشته باشد، زیرا توجه به ارتقای کیفی حرفه و دانش معماری نیازمند فضایی خاص است که به صورت آگاهانه از یک سو معماران، مدرسان معماری و برنامه ریزان آموزشی و از سوی دیگر مردم و جامعه استفاده کنندگان از فضاهای معماری و شهری نسبت به آن و ضرورت بازنگری در اهداف و برنامه های آموزشی و چگونگی روند طراحی و اجرای ساختمان ها احساس نیاز کنند و چنین فضایی مستلزم پدید آمدن نوعی روابط حرفه ای و اجتماعی تکامل یافته و تعالی خواه است، در حالی که اینک تنها به سبب مساله زلزله و خطرهای ناشی از آن نسبت به مستحکم سازی بناها و ضرورت رعایت اصول فنی حساسیت و آگاهی پدید آمده است، اما نسبت به جنبه های عمیق زیبایی شناسانه فضا هنوز محیط و جامعه، مناسب و مساعد نشده است، به ویژه آنکه جنبه های اقتصادی و در مواردی کمبود فضاهای مورد نیاز به گونه ای است که مجال چندانی برای مسوولان و مردم جهت اندیشیدن در باب چگونگی و ویژگی های کیفی فضای معماری باقی نمی گذارد.
در این شرایط چه بسا بتوان با پایه ریزی بنیان های نقد آکادمیک معماری، به تدریج زمینه مناسبی برای گفتمان درباره معماری معاصر ایران و ارزیابی آن فراهم آورد. زمینه و بستری که هر کس یا هر مرکز یا نهاد مرتبط با معماری ضمن بررسی و نقد دیگران، خود را نیز در معرض نقد و بررسی قرار دهد.

منبع : آرونا


سه شنبه 27 آذر ماه سال 1386
نقد معیاری
 

بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه»

نقد معیاری بر این عقیده استوار است که در جایی بیرون از ساختمان یا مجموعه شهری، نمونه، الگو، قاعده یا اصلی وجود دارد که کیفیت یا موفقیت اثر با آن سنجیده می‌شود. در واقع، این نقد بر معیاری که برای قضاوت در مورد اثر و سنجش و ارزیابی آن، از پیش و معمولاً بدون توجه به خود اثر، تجویز و تعیین گردیده، پایه‌ریزی شده است.

معیارهای مورد استفاده در نقد معیاری ممکن است:

ـ کاملاً مادی یا فیزیکی و قابل اندازه‌گیری باشند، همچون معیارهای طراحی پله‌های ساختمان.

ـ فیزیکی، ولی غیر قابل اندازه‌گیری باشند، همچون قواعد سبک و معماری کلیساهای قرن پانزدهم انگلستان که به اعتقاد پوگین (A. W. N. Pugin)، می‌بایست به عنوان معتبرترین سبک معماری کلیسایی، اساس و ملاک کلیساهای معاصر او در قرن نوزدهم قرار می‌گرفت.

ـ کاملاً کلی و عمومی بوده و ربط چندانی به مسائل عینی، نظیر تزیینات یا ساختار بنا نداشته باشند، همچون شعار معروف لویی سولیوان: «فرم از کارکرد تبعیت می‌کند.» بدیهی است که ارزیابی یک بنا بر اساس معیارهای نامشخص و مبهمی از این دست، بسیار دشوارتر از ارزیابی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی است که بر اساس معیارهای فیزیکی و کمی باشد.

انواع معیارهای مورد استفاده در نقد معیاری را می‌توان در چهار گروه زیر طبقه‌بندی نمود: 

1. معیار نظریه‌ای (مبنای نقد نظریه‌گرا): اصلی غیر قابل اندازه‌گیری و کلی است که به صورت یک قانون بیان می‌شود، مانند اصل «فرم از کارکرد تبعیت می‌کند.»

2. معیار سیستماتیک (مبنای نقد منظومه‌ای): مجموعه‌ای از باورها، دستورالعمل‌ها و قوانینی است که به یکدیگر مربوط شده‌اند، مانند اصول ویتروویوس: «معماری وابسته به عواملی نظیر نظم، ترتیب، تقارن، تناسب و هندسه است.»

3. معیار گونه‌ای (مبنای نقد گونه‌ای): دربرگیرنده یک نمونه عمومی و کلی برای دسته خاصی از بناها و ساختمان‌هاست، به عنوان مثال یک نمونه عمومی برای همه ساختمان‌ها با عملکرد سوپرمارکت، به عنوان مبنای ارزیابی قرار می‌گیرد.

4. معیار کمی (مبنای نقد کمی): در برگیرنده مقایسه کمی بنا با اندازه‌ها و معیارهای مطلوب و مناسب است، نظیر اینکه آیا ارتفاع هر پله به میزان استاندارد هفت اینچ می‌رسد یا خیر؟


جمعه 20 مهر ماه سال 1386
آموزش معماری
معماری گونه ای از ایجاد هنری است که معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضایی می سازد برای انسان تا خود را در آن بیابد. اثر معماری آن هنگام درک می شود که فرد به عنوان بهره بردار در فضای محصول معماری قرار گیرد...

معماری گونه ای از ایجاد هنری است که معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضایی می سازد برای انسان تا خود را در آن بیابد. اثر معماری آن هنگام درک می شود که فرد به عنوان بهره بردار در فضای محصول معماری قرار گیرد.از این رو در عرصه زندگی اجتماعی انسان،شالوده آنچه که شهر و توده های زندگی جمعی انسانی نامیده می شود، همان معماری است.اگر فرد و جامعه را در رابطه ای دو طرفه ،همانند جزء به کل و برعکس ،در حال تاثیر و تاثر بر یکدیگر بررسی کنیم؛معماری در عرصه زندگی فردی و جمعی انسان ظرف این رابطه می باشد.ظرفی که مظروف آن در هر لحظه از زمان در حال تغییر و حرکت است . این حرکت می تواند در جهت رشد و یا تخریب ظرف باشد.
عشق ،آزادی،تولید احساس و اندیشه،رشد صنعت ، آسایش و راحتی روز افزون همه از مفاهیمی است که انسان در جمع و فردیت خویش به جستجوی آن می پردازد. بشر در تلاشهای مزمن خود در طول تاریخش همواره کوشیده تا در کشمکش میان خود و اجتماع برای جستجوهای خویش معنایی بیابد.این معنا که از سویی انگیزه خاموش او و از سوی دیگر هدف ارتقاء اوست ؛ در ظرف زندگی بشر، یعنی معماری بوجود می آید.
با توجه به آنچه گذشت معماری به عنوان یکی از عناصر فرهنگ ساز رابطه ای دو طرفه با فرهنگ هر جامعه ای دارد.تبیین جایگاه معماری به شکلی سیال و پویا به میزان آگاهی و شناخت یک جامعه از معماری و تاثیر آن بر فرهنگ جامعه وابسته است.
علیرغم وجود پیشینه تاریخی و فرهنگی برجسته، معماری د رکشور ما از جایگاه مناسبی برخوردار نیست.چنانکه اگر دو بعد فنی و هنری معماری را در نظر بگیریم،بعد هنری آن به دلیل ساختار نامناسب مدیریتی در سطح خرد و کلان ، مهجور و واپس زده شده و از نظر فنی نیز کشور ایران به طور کلی در صنایع و بویژه ساختمان سازی قرنها از استانداردهای جهانی عقب مانده است.جامعه بحران زده کنونی ایران در راس همه مشکلات خود نا بسامانی های اقتصادی را پیش رو دارد همین امر در کنار عوامل دیگری چون مدیریت منفی منابع انسانی و وجود افراد بی اطلاع در پستهای مهم تصمیم گیری و همچنین عدم نظارت تخصصی و تبلیغات کار آمد ،تیشه به ریشه هنر و جایگاه آن در جامع زده و می زند.متا سفانه این بی مهری و نا آگاهی در همه عرصه ها و ازجمله معماری نیز اثرات مخرب خود را بر جای نهاده است. که شاهد آن حضور صدها بنای باشکوه به یادگار مانده از دوران عظمت معماری ایران است که در این چند ساله انچنان صدمه دیده اند که در طول عمر هزاران ساله خود با آن مواجه نشده بودند و یا نمونه دیگر وضعیت دانشکده های معماری در حال حاضر است که در چهار چوبی دست و پا گیر و با نگاهی محکوم کننده به دانشجویان در حال آموزش آنان هستند؟
آنچه بیش از همه ،دانشکده ها ی معماری را تحت الشعاع خود قرار داده است ،نگرش و فهم وجودی هنر جویان تازه وارد از سویی و از دیگر سو مدیریت کلان جامعه و نگرش سوء مسئولین دانشگاهها به دانشجویان معماری می باشد..هنر جویانی که به عنوان دانشجوی رشته معماری و دیگر رشته های مرتبط مشغول مشغول به تحصیل می شوند از بطن همین جامعه برخاسته اند.افرادی که به حیطه آموزش معماری وارد می شوند بایستی قبل از هر چیز حداقل درکی شهودی و حضوری از هنر و زیر گروههای وابسته به آن داشته باشند.یعنی جامعه ای که در آن زندگی می کنند می بایست این زمینه را در آنان بوجود می آورد که حال و روز این جامعه بر اندیشمندی پوشیده نیست.
این دانشجویان بی آنکه اطلاعی درست و دقیق از هنر داشته باشند در روند آموزش معماری قرار می گیرند.در این مرحله آموزشهای معماری بی آنکه جایگاهی مطمئن و یا فهمی صحیح از خود در فرد ایجاد کنند، پیاپی به فرد تحمیل می شوند .در اینجاست که حلقه اتصال معماری به فرهنگ گم می شود.دانشجو بی آنکه زیرساختی هنری و قوی برای پذیرش معماری پیدا کند فارغ التحصیل معماری می شود و دوباره به همان جامعه نا آگاه باز می گردد. در حالیکه اکنون بر مشکلاتش افزوده گردیده چه اینکه همان اندک فهم و اطلاعات آموخته در معماری که وی می خواهد جامعه عمل بپوشاند گریبانگیرش می شود.چرا که عملکرد یک معمار که بخواهد در ساخت فضا ها ترکیبی از هنر – فن معماری را ارائه کند از جانب جامعه مورد پذیرش قرار نمی گیرد. این عدم پذیرش بخصوص وقتی از جانب طبقه مدیران تحصیل کرده و علی الخصوص فارغ التحصیلان گرایشهای مختلف ساختمان صورت می گیرد بیشتر خود را می نمایاند.
با تمام مسائلی که ذکر گردید ، در یک نگاه ایده آل وظیفه ای سنگین بر دوش دانشکده های معماری قرار می گیرد. به این ترتیب که در نخستین قدم و قبل از هر اقدام دیگری دانشکده ها می بایست به تربیت شخصیتی هنری و آگاه به زیرساختهای هنری بپردازند،سپس دانشجو را به تدریج با زمینه های ساخت و تولید هنری و از جمله معماری آشنا سازند.از سویی دیگر دانشکده ها می بایست به ایجاد دو عرصه مختلف برای آموزش معماری بپردازد. یکی عرصه خصوصی که مخاطبان آنرا صرفا دانشجویان و متخصصان مرتبط با رشته معماری تشکیل می دهند و دیگری عرصه ای عمومی جهت ارائه آثار و گفتگویی هنری برای عامه تا به تدریج سطح آگاهی عمومی نسبت به این رشته بالا رفته و جو جامعه مستعد پذیرش معماری واقعی گردد.لازم به ذکر است که در این عرصه که مخا طبان خاص و عام را متفقا در بر می گیرد،فعالیتهای هنری از سویی و از سوی دیگر تاثیر معماری و جامعه بر یکدیگر مورد توجه قرار گیرد.به گونه ای که این عرصه علاوه بر ارائه دستاوردها و آثار معماری به ایجاد زمینه مناسب برای فعالیت دانشجویان در عرصه فعالیت واقعی نماید به گونه ای که از این سو نیز دانشجویان با بازتابهای فعالیت خود و بازار کار جامعه از نزدیک آشنا شده و تجربه و آمادگی لازم را جهت حضور فعال در این جامعه تا پایان مدت تحصیل کسب نمایند.
مواردی که عنوان شد در صورت انجام مطالعات کاربردی و انجام اصولی (و نه انجام نمایشی) با عث می شوند که جامعه و معماری به تناوب باعث رشد و ارتقاء یکدیگر شده و زمینه برای بازگشت معمار و معماری به جایگاه سابق خود در میان جامعه فراهم گردد و نقش عظیم فرهنگ سازی خود را یتواند به تمام و کمال اجرا نماید.
به امید آنروز

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 190026


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
مهندس معمار
شناسنامه کامل من...

صفحه اصلی مطالب معماری

ایمیل مطالب معماری

تبلیغات شما در این مکان


مطالب معماری - بلاگفا


لینک دوستان معمار

پیوندها


مطالب معماری - بلاگفا
دو ماهنامه ضیافت وبلاگهای معماری
خانه طراحی
موسسه معماری میرمیران
بهترین لینک باکس های دنیا
تابلوهای سیاه قلم
بهترینها
دختر و پسرهای معمار
کوچولوها
معماری منظر ایران
سیب آس

نظرسنجی


نظرسنجی


باکس خبری


همایش معماری و شهرسازی مکتب شیراز

همایش معماری و شهرسازی مکتب شیراز

سومین همایش آموزش معماری

سومین همایش آموزش معماری

معماری دیجیتال

معماری دیجیتال

ضیافت ششم

با موضوع-آینده معماری

به میزبانی نینا شاهرخی

ضیافت ششم با موضوع-آینده معماری به میزبانی نینا شاهرخی

موسسه خیریه بهنام دهش پور

حمایت از بیماران سرطانی

موسسه خیریه بهنام دهش پور - حمایت از بیماران سرطانی

معرفی کتاب

معرفی کتاب

تداوم ضیافت وبلاگ‌های معماری

تداوم ضیافت وبلاگ‌های معماری

یادداشت‌های یک خبرنگار

یادداشت‌های کم و بیش روزانه

کامران نجف زاده

کامران نجف زاده